\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
یعنـی نمیشهـ از خُدا کُمَک گـرفت ؟
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تـعطیــل است و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت باید به خودت استراحت بدهی دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند آن وقت با خودت بگویـی بگذار منتـظـر بمانند !
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
عشق را چگونه معنا کنم وقتی نام مجنون را بر بیدی نهادند که بر سر هر خیابان با باد هر هوسی میلرزد....
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
چقدر تازگی دارد برايم ؛روزهايی که به اميد آمدن کسی دلخوش نيستم ، و شبهايی که از نيامدنش دلگير نمی شوم ... بی کسی هم عالمی دارد ... !!!
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
na, sohrab boro , man male in diaram, inja khaham mand, hatta agar khun be dele asheghe man kardand, hatta agar cheshmhayam bastand..... sohrab boro , man inja khaham mand,..... sahme man az in donya tanhaist, man ashegh budam, ashegham khaham mand, sahme man tanhaiist....... sohrab boro, man ghavi khaham mand , man ashegh khaham mand , inja khaham mand.....
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
هفت شهر عشق ، شهر اول : نگاه و دلربایی ، شهر دوم : دیدار و آشنایی ، شهر سوم : روزهای شیرین و طلایی ، شهر چهارم : بهانه ، فکر جدایی ، شهر پنجم : بی وفایی ، شهر ششم : دوری و بی اعتنایی ، شهر هفتم : اشک ، آه ، “تنهایی”
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
تو نبودی دل به دل راهی نداشت از خیال عشق آگاهی نداشت تو نباشی تا قیامت بی کسم در تمام زندگی دلواپسم
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
صبر کن سهراب!قایقت جا دارد؟آب را گل کردند.چشم ها را بستند و چه با دل کردند....وای سهراب کجایی آخر؟...زخمها بر دل عاشق کردند.خون به چشمان شقایق کردند...تو کجایی سهراب؟که همین نزدیکی عشق را دار زدند.همه جا سایه ی دیوار زدند....ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالیست.دل خوش سیری چند؟صبر کن سهراب....!
\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\"
هیچکس، بر نیمکتی به تنهایی نمینشیند، یا یار در بر است، یا یاد یار در سر...!
میشه
12 سال و 10 ماه و 15 روز و 13 ساعت و 29 دقيقه قبل
12 سال و 10 ماه و 15 روز و 11 ساعت و 51 دقيقه قبل

12 سال و 10 ماه و 15 روز و 9 ساعت و 32 دقيقه قبل