دیـــــویــــــد
اگر خطا نکنم عطر ، عطر یار من است / کدام دسته گل امروز بر مزار من است تو قرص ماهی و من برکه ای که می خشکد / خود این خلاصه ی غم های روزگار من است
دیـــــویــــــد
چقدر تلخ شده ای ، این روزها قندهایت را در دل چه کسی آب میکنی ؟
دیـــــویــــــد
به سایه ام اعتماد ندارم ...از من دورش کنید! غافل از اینکه سایه ام سالهاست به من اعتماد ندارد و زبان گفتن ندارد.
دیـــــویــــــد
مقصود دل و مراد جاني عشق است/ سرمايه عمر جاوداني عشق است/آن عشق بود كزو بقا يافته خضر/يعني كه حيات جاوداني عشق است
دیـــــویــــــد
غريبه نميدانم گنجشك ها كه آنقدر شبيه همند چطور همديگر را ميشناسند و نميدانم چقدر شبيه من هست كه تو ديگر مرا نميشناسي!
دیـــــویــــــد
عشق وحشي ترازآن است كه پنهان بماند……
دیـــــویــــــد
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش مي کردي تمامي ذرات وجودت، عشق را فرياد مي کرد. اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم چشمهايم را مي شستي و اشکهايم را با دستان عاشقت به باد مي دادي. اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من مي دوختي تا من بر سکوت نگاه تو رازهاي يک عشق زميني را با خود به عرش خداوند ببرم.
دیـــــویــــــد
من ظاهر نيستي و هستي دانم/ من باطن هر فراز و پستي دانم / با اينهمه از دانش خود شرمم باد/ گر مرتبه اي وراي مستي دانم
دیـــــویــــــد
هشدار که روزگار شورانگيز است/ ايمن منشين که تيغ دوران تيز است/ در کام تو گر زمانه لوزينه نهد/ زنهار فرو مبر که زهرآميز است
دیـــــویــــــد
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند قاب عکس توست ولی شیشه عمر من است بوسه بر مویت زنم ترسم که مویت بشکند رشته موی توست ولی ریشه عمر من است
دیـــــویــــــد
من از نهایت شب حرف میزنم /من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف میزنم/ اگر به خانه من آمدی،برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به انتهای کوچه ی خوشبخت بنگرم!....
دیـــــویــــــد
من یاد خوش دوست به دنیا ندهم / لبخند خوشش به حور رعنا ندهم / گر یاد کند مرا هر از گاهی چند / گرد رخ وی به چشم بینا ندهم
دیـــــویــــــد
زبانت کوک نمی شود ! به آنچه گوش من ، محتاج شنیدنــش است . . . !
#علیرضا-بلوری
13 سال و 3 ماه و 13 روز و 2 ساعت و 19 دقيقه قبل