arash
در عجبم از مردمی که خود زیر ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزاد زیست ::
arash
یه عدهای هستن که بعد از شنیدن درد دل شما سرشون رو تکون میدن و خیلی جانسوز میگن: میفهمم، میفهمم . . . ولی به جون خودم عمرا اگه فهمیده باشن!
arash
قهوه ی تلخ عشق را شکر می ریزیم من هم می زنم تو هم می زنی ناگهان تقدیر … همه چیز را … بر هم می زند…
arash
می خواهم برگردم به روزهای کودکی : آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود… عشــق ، تنها در آغوش مادر خلاصه میشد… بالاترین نــقطه ى زمین ، شـانه های پـدر بــود… بدتـرین دشمنانم ، خواهر و برادر های خودم بودند… تنــها دردم ، زانو های زخمـی ام بودند… تنـها چیزی که میشکست ، اسباب بـازیهایم بـود… و معنای خداحافـظ ، تا فردا بود…
arash
همـــــــه زندگیم درد استـــــ ؛ درد …نمے دانم عظــــمتـــ این کلمـــــه را درکــــ مے کنے یا نــه ؟! وقتے مے گویــــــم درد…. تو بــه دردے فکر نکـــــــن کـــه جسمــــ انسان را ممـــــــکن استــ یکـــ بیمارے شــــدید بکشد!! نـــــــــــه؛ روحـــــــم درد مے کنـــــــد…!!!
arash
تـــو بـرو … مــــن هــمـــ بـرایـــِ اینـــکـــ ه راحـتـــ بــرویــــ میـــ گـویــمـــ: ” بــاشـد … بـــرو … خــیــالیـــ نیـــسـتـــ!!! ” امـّــا کیـــسـتـــ کــ ه نــدانــد… بیــــ تـــو تـــنـــهـا چیــــزیـــ کــ ه هـسـتـــ… خیــــالِ تـــوستــــ…
arash
عطرهای خوب ، شیشه ی خالی شان هم بعد سال ها هنوز عطر می دهد درست مثل جای خالی تو . . .
arash
از دماغم داره خون میچکه و بدو بدو دارم میرم طرف دستمال کاغذی ! وسط راه جلومو سد کرده میگه چی شده ؟ خون میاد ؟ دستمال میخوای ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ شیر دماغم خراب شده دارم میرم لوله کش بیارم ! رفته تو اتاق پروو لباس رو پوشیده ، اومده بیرون میگه میاد بهم ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ داره میره ، بدو تا فرار نکرده یه جور از دلش دربیار ! از گوگل سایت رو باز کردم ، نوشته آیا میخواهید وارد سایت شوید ! گفتم پـَـــ نــه پـَـــ مثل اینکه زنگو اشتباه زدم با طبقه بالایی کار دارم ، ببخشید دیگه تکرار نمیشه ! مامور آمار : شما فرزند خانواده هستید ؟ پـَـــ نــه پـَـــ من پدر خانواده ام ولی خیلی خوب موندم اصلا شکسته نشدم ! فامیلمون اومده خونمون میگه از وقتی بخاری گذاشتین خونتون اینقدر گرم شده ؟ گفتیم پـَـــ نــه پـَـــ از وقتی توی کانون فرهنگی آموزش ثبت نام کردیم ! کیف گرفتم دستم همسایه میگه داری میری دانشگاه ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ داریم میرم مهد کودک امروز کلاس خمیربازی داریم ! لوله کش اومده خونمون میگه لوله های آب چکه میکنن ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ سیمای برقمون سوراخ شدن
arash
√ خیلیامــــون آدمای بی خیالی نیستیم فقط دیگه حال و حوصله نداریم ... ✖
arash
بیــشتـریـن ضــربــه هـــارو ، بهــتـریـن آدمـــا میــخـــورن... ! واسـه خــــــوبــــــیـ هاتــــون ، حـــد بــــزاریــــد !!
arash
تنهایی … دیوار … قهوه های سر رفته از حوصله ام اتاقی که چهار تاق باز ، روی من خوابیده چشم هایی که از ساعت ، کار افتاده ترند و شانه های تو ، که زیر بار ِ باران نمی روند باید گریه ام را روی بی کسی هایم تنظیم کنم و این یعنی تنهایی