arash
گاهی دلم برای خودم تنگ میشود...... گاهی دلم برای باورهای گذشته خودم تنگ میشود..... گاهی دلم برای پاکیهای کودکانه قلبم میگیرد........ گاهی دلم ازرهگذرانی که دراین مسیر بی انتها آمدندورفتندخسته میشود.... گاهی دلم از راهزنانی که ناغافل دلم رامیشکنند میگیرد....... گاهی آرزو میکنم ای کاش....... دلی نبود.... تا تنگ شود........ تاخسته شود......تابشکند......
arash
چه حالي داره دلتنگي شبايي که ازم دوري يه حسي تو دلم ميگه به اين تنهايي مجبوري چه دردي داره دل شوره اگه تنهام بي دستات شبايي که خيال من ميميره باز تو رويات هزار و هر شبم بي تو پر از ترديد و تشويشه دوراست اون لحظه که اسمم توي ياد تو گم ميشه چه حالي داره دلتنگي شبايي که ازم دوري يه حسي تو دلم ميگه به اين تنهايي مجبوري هميشه زير اين بارون تو رو تکرار ميکردم خيال بي تو بودن رو همش انکار ميکردم نميدونم که اين راه رو کجا من اشتباه رفتم که اين جوري بدون تو چرا تا انتها رفتم
arash
آسمان هست من هستم مثل يک پرستوي مهاجر با حسي غريب اما نه براي تو و نه براي هيچکس در کنار اين مردم شايد حضور صدايي نتواند نگاههايي چنين سنگين را جا به جا کند شايد براي باور وجودم اثباتي لازم باشد اما من وجود دارم براي تنهايي ديوارهاي اتاق براي انتظار قلبهاي بدون عکس براي ترک خوردگي روح باغچه من هستم با قلبي شکسته اما در حال تپيدن جدا از همه بودنها همانطور که آسمان هست
arash
از يک عاشق شکست خورده پرسيدم: بزرگ ترين اشتباه؟ گفت عاشق شدن گفتم بزرگ ترين شکست؟ گفت شکست عشق گفتم بزرگترين درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن گفتم بزرگترين غصه؟ گفت يک روز چشم هاي معشوق رو نديدن گفتم بزرگترين ماتم؟ گفت در عزاي معشوق نشستن گفتم قشنگ ترين عشق؟ گفت شيرين و فرهاد گفتم زيبا ترين لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن گفتم بزرگترين رويا؟ گفت به معشوق رسيدن پرسيدم بزرگترين ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهي سرد گفت: ( مرگ)
arash
ما آدم هــــــا عـــــــــشــــــــق را، تا لحظــــه ی نا مقــــــدسی که مــــــــــــــــــــــــــــــــــرگــــــــــــــــــــــــ مغز اســــــــتخوانمــــان را خواهــــــــد فـــــشــــرد نمیـــفهـــمـــیـــــــم!!!
arash
اين روزها با هر كه دوست مي شوم احساس مي كنم آنقدر دوست بوده ايم كه ديگر وقت خيانت است...
arash
گاهی حجم دلتنگیهایم آنقدر زیاد میشود . . . كه دنیا با تمام وسعتش برایم تنگ میشود . . . ! دلــــــــتـــنــگـــــــــــم . . . ! دلتنگ كسی كه گردش روزگارش به من كه رسید از حركت ایستاد . . . ! دلتنگ كسی كه دلتنگی هایم را ندید . . . ... دلتنگ خودم . . . خودی كه مدتهاست گم كرده ام . . . ! ...
arash
تـَقلـآے لـبهــآیـَت بـَراے بـوسـیدنَـمرا کـِ مے بــینـَم چـیــزے دَر وجودَموَحـشی مے شَود چـشمــآنـَمرآ مے بندَم و مُحـکـَمدَر آغــوشَتمے گــیرم
arash
ای که از اول جاده به سکوت شدی گرفتار منو از خاطره کم کن ٬ تا ابد خدا نگهدار ...
arash
تقصیر ما نیست که بر روی حرفهایمان نمی مانیم ما بر زمینی زندگی می کنیم که هر روزخودش را دور میزند!!
arash
چـــه فـــرقــی میکـنــه پـایـیـــز یـا بـهـــار ؟!؟ وقـتــــی اونــا بــاشـــن و تـــو نـبـــاشـی ! چـــه تـفـــاوتــی داره شنـبـــه یـــا جمعـــه ؟!؟ وقـتـــی هفـــت روز هفـتـــه بـــه انـتــظار بگـــذره ! مهـــم ایـنـــه کـــه لحـظــه هــا میـگــذرن ... ولــی تـــو ... تــــو نـیـسـتـــــی ...!
arash
آرامش پیدا می کنم میان دوستت دارم هایی که از چشمانت به سمت قلبم سرازیر می شود...
arash
به هیچ روزی پس ات نمیدهم... به هیچ ساعتی... به هیچ دقیقه ای... به هیچ هیچی... سخت چشبیده ام تمامت را...
arash
کاش میدانستیم روزگاری که به هم نزدیکیم چه بهایی دارد ؟ و چرا مرغ مهاجر به هنگام سفر می گرید ؟
arash
هلو كه نیستی شبیه لیموشیرینی شیرینیات بی دوام و تلخیات مدوام است...