arash
آيا شست جورابتان سوراخ شده است؟ آيا جوراب ديگري نداريد؟ آيا از بيرون افتادن شست پايتان خجالت ميكشيد؟ ما براي شما راه حلي داريم... . . . . . . . . . ... لنگه ها رو جا به جا كنيد سوراخش ميفته رو انگشت كوچيكه ديده نميشه!!!!
arash
گیرم همه جای جهان جهنم! گیرم دست های زمین بی بذر و بی خنده گیرم چنته ی زمان بی عشق و بی "هر چه تو می گویی" اصلا! کافی بود کمی فقط کمی پنجره را باز کنی...! همین! زندگی از پنجره های بسته رد نمی شود!
arash
یه سوالی که از بچگی ذهن منو رسما صاف کرده اینه که: . . . این زورو از اون ارتفاع میپره رو اسبش دستگاه تولید مثلش داستان نمیشه؟
arash
به غضنفر میگن آقا جان من تو ام تو منی حالا تو کدومی؟ میگه خاک تو سرتون!!! آخر گمم کردین؟!!!!!! ))
arash
ﺻﺤﻨﻪ ﺟﺎﻟﺐ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻒ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﻪ ﺁﺧﻮﻧﺪ ﺭﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﻮﺩ ﺗﻮ ﻣﯿﺪﻭﻥ ﺍﻧﻘﻼﺏ
arash
ﯾﺎﺭﻭ ﺗﻮ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﻣﯿﮕﻮﺯﻩ! ﻣﯿﮕﯿﺮﻥ ﻣﯿﻨﺪﺍﺯﻧﺶ ﭘﺎﯾﯿﻦ! ﻣﯿﮕﻪ : ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻋﺼﺎﺏ ﻧﺪﺍﺭﻧﺎ ﻗﺪﯾﻤﺎ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﺪﻥ !!
arash
سوال : چرا دست زن را میبوسی ؟ مرد فرانسوی : چون زن محترم است و نیمه گمشده مرد را تکمیل میکند . مرد آلمانی : زن مقدس است چون میزایدو ادامه زندگی در اوست . مرد ایرانی : بالاخره باید از یه جائی شروع کنم دیگه !
arash
درد مرا انتخاب كرد من تورا تو رفتن را آسوده برو دلواپس نباش من ودرد و يادت تا ابد با هم هستيم
arash
اگـه گذشته بهت “زنگ” زد … بذار بره رو پیامگیر، چون حرف تازه ای برای گفتن نداره !
arash
خدایــــــــا دردها از آن بالا کوچک دیده می شوند .....! بیا مسائل را رو در رو حل کنیم....
arash
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم یک قطره آبم که در اندیشه دریا افتادم و باید بپذیرم که بمیرم یا چشم بپوش از من و از خویش برانم یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی است من ساخته از خاک کویرم که بمیرم خاموش مکن آتش افروخته ام را بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم
arash
زندگی، طعــم خوش زیستن است، شور عشقی برانگیختن است زندگی، درک چرا بودن است، گام زدن در ره آسودن است زندگی، مزه طعم شکلات به مذاق طفل است به، چقدر شیـــرین است زندگی، گـوش سپردن به اذان صبح است که نوید صبـح است زندگی، گاه شده است خوش نیاید به مذاق زندگی گاه شده است که برد بیراهم زندگی، هر چه که هست، طعـــم خوبی دارد، رنگ خوبــــی دارد زندگی را باید، قدر بدانیم همه.............
arash
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم یک قطره آبم که در اندیشه دریا افتادم و باید بپذیرم که بمیرم یا چشم بپوش از من و از خویش برانم یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی است من ساخته از خاک کویرم که بمیرم خاموش مکن آتش افروخته ام را بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم
arash
خنجری از پشت در قلبم فرو رفت پشت سرم را نگاه کردم . . . کسی جز تو نبود . . .
arash
بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟ دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟ آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟