arash
خدایا ؛ کسی را که قسمت کس دیگریست، سر راهمان قرار نده تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد و روزهای خوشش برای دیگری
arash
سهراب گفتی: چشمها را باید شست... شستم ولی.............! گفتی: جور دیگر باید دید............ دیدم ولی............! گفتی زیر باران باید رفت.... رفتم ولی.....! او نه چشمهای خیس و شسته ام را... نه نگاه دیگرم را... هیچ کدام را ندید!!!!! فقط زیر باران با طعنه ای خندید و گفت: "دیوانه ی باران ندیده....!!"
arash
تو هرگز دلتنگی چشمانم را ندیدی و تصویر خاموشی قلبم را در روشنای آرزوهایت تو فریاد سکوتم را در میان واژگان روزمره زندگی نشنیدی تو فرصتی نداشتی برای برداشتن سیب سرخی از دستانم فرصتی نداشتی برای باور کردن باورهایم جاده ها چنان تو را در خود گرفتار کرده اند که لحظه ای توان ایستادن نداری تو فرزند سفر بودی و من نواده سکوت خویشتن دیگر انتظارت را به انتظار نخواهم نشست برو مسافر جاده قدم های تو را دلتنگ است ...
arash
می خواهم با کسی رهسپار شوم که دوستش دارم... نمی خواهم بهای این همراهی را با حساب کتاب ببینم.... یادر اندیشه خوب و بدش باشم نمی خواهم بدانم دوستم می دارد یا نه... می خواهم بروم با آنکه دوستش دارم...
arash
از رسم زمونه دوستمو شناختم واقعا خوب شناختمش از این اشتباه خیلی پشیمونم تا عمر دارم خودمو نمیبخشم اگه دوستی میخواد اینجور باشه من اصلا این دوستیو نمیخوام منو بگو که چی در موردش فکر میکردم یه چیز بزرگ برا خودم تو ذهنم درست کرده بودم خودش به هم ریخت این دوستیو که چند سال براش زحمت کشیده بودم یعنی این چیزی که میخواستی اینقدر مهم بود که به خاطرش رفتی پشت سرم بد حرف زدی به خودم میگفتی من نمیرفتم پیشش خــــــــــــــــــ یـــــــــــــــــــــ لـــــــــــــ ی بـــــــــــــــــ ی مــــــــــــــعــــــــــــــرفـــــــــــ تـــــــــ ی "اینو یادم میمونه تا عمر دارم."
arash
از قلبت فاصله میگیرم چرا که میترسم صدای پایم شیشه نازک آن را بشکند از وجودت فاصله میگیرم چرا که وحشت دارم حضور سردم تارهای نازک غرورت را بدرد از چشمانت نگاه بر میگیرم چرا که واهمه دارم اشک راه چشمانت را به خاطر بسپارد تو می روی و من می مانم ، تنهای تنها با قلبی شکسته و غروری جریحه دار شده ، باران میبارد و من نیز ....
arash
"من چو برف بودم و او چو کوه ....... برف آب شد به پای کوه و به جا ماند کوه" "آهی زمین !! یه لحظه تو نفس نزن ، نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن" "چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست" "وقتی دهکده ای میسوزد همه دودش را می بینند اما وقتی قلبی میسوزد کسی حتی شعله اش را هم نمی بیند" "دلم گرفته ...... کاش مرهمی بودی برای دل خسته ام ...... اما افسوس .... که دردم بی درمان است"
arash
من اگر انقدر که یاد تو هستم یاد خدا بودم آن جهان نیمی از بهشت مال من بود... !
arash
چقـــدر دوستـــــــ دارم
بــا خیــــال راحتــــــــــ ،
یکــــــ نفـس عمیـق بکشـــم
از بــوی آرامـــش
وجــود تـــو...!
arash
او رفت خدا هوای او را داری؟ گم شد تو که رد پای او را داری؟ عاشق نشود خدا حواست جمع است؟ آمار ستاره های او را داری؟
arash
چـــه فـــرقــی میکـنــه پـایـیـــز یـا بـهـــار ؟!؟
وقـتــــی اونــا بــاشـــن و تـــو نـبـــاشـی !
چـــه تـفـــاوتــی داره شنـبـــه یـــا جمعـــه ؟!؟
وقـتـــی هفـــت روز هفـتـــه بـــه انـتــظار بگـــذره !
مهـــم ایـنـــه کـــه لحـظــه هــا میـگــذرن ...
ولــی تـــو ...
تــــو نـیـسـتـــــی ...!!!
arash
یادت بخیر گاهی در برابرخاطرات توقف کن و یادآور دوستیها باش. شاید که سهم من از این تجدید خاطرات، یک “یادت بخیر” ساده باشد…
arash
رگــــــــــــــــــــــم را زدم
...
خـــــــــــون از رگـــــهایم جاری شــــــــــــد
...
شــــــــــاید این قطـــــــــــــرات تاوان اشتباهاتم باشـــــــــــد
...
شــــــــــاید این قطـــــــــــــرات بهـــــای از دست دادنت باشــــــــــــد
...
شــــــــــاید...
شــــــــــاید...
arash
پسر: عزیــــــــــــزم!!! دختر: جووونـــــم!!! پسر: گــــــــــلِ من!!! دختر: جانــــم؟؟ پسر: عشــــــقم!!! دختر: جان؟؟؟ پسر: زندگـــی من!!! دختر: بله؟؟؟ پسر: نفسِ من!!! دختر: زهـــرمار! بازم اسمم یادت رفته؟؟؟!!