زن پالتو پوست گرون قیمتی که تازه اون روز صبح از فروشگاه خریده بود رو پوشیده بود و مشغول تماشای خودش تو آینه بود دختر نوجوان که تازه از مدرسه برگشته بود نگاهی به مادرش انداخت و با خشم گفت : مامان میدونی به خاطر اینکه تو بتونی این پالتو پوست رو بپوشی و باهاش به دیگران فخر بفروشی یه حیوون معصوم و بی دفاع و بدبخت و بیچاره چه زجری رو متحمل شده ؟ مادر نگاهی خونسردانه به دخترش کرد و گفت : خجالت بکش ، این حرفها چیه پشت سر بابات میگی !!
موافقم باهات مصی درواقع بعضی وقتا دلم میخواد حذف کاربری کنم ولی بعد میبینم کسی نیس حرفامو و چیزایی که تو ذهنم هستو بگم برا همین دنبالر و بچه ها میتونن این نیازو برآورده کنن
اینو از کجا پیدا کردی تو
چش حتمن سر میزنیم آجیل و شیرینیت به راه باشه
14 سال و 5 ماه و 18 روز و 33 دقيقه قبلاستاتوست این پُسته شده


14 سال و 5 ماه و 18 روز و 28 دقيقه قبلنه دیگه .. عید تموم شده .. هرچی مونده سهمی خودمونه
بیا حالا ی کاریش میکنیم
تووووووووووووولدت مبارک دختر سرزمین معرفت
14 سال و 4 ماه و 12 روز و 19 ساعت و 19 دقيقه قبلبانوی اردیبهشتی .. تولدت مبارک
14 سال و 4 ماه و 12 روز و 19 ساعت و 15 دقيقه قبلبازم مررسی احسان جونم

14 سال و 4 ماه و 12 روز و 18 ساعت و 3 دقيقه قبلمررررررررررررسی خانمییییییی