dokhtare0aryaei
هنوز دست هایم در دست های تو بود که باران بارید ... تو رفتی چتر بیاوری و من هنوز که هنوز است روی این نیمکت منتظرم که یا باران بند بیاید یا تو با چتر یا تو بی چتر فقط برگردی
dokhtare0aryaei
آدمــها کنــارت هستند. تا کـــی؟ تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند. از پیشــت میروند یک روز... کدام روز؟ ...وقتی کســی جایت آمد. دوستــت دارند. تا چه موقع؟ تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند. میگویــند عاشــقت هســتند برای همیشه. نه... فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام بشود. و این است بازی باهــم بودن!
آقـا اَمـیـن
چه تقدیر بدیست ! من اینجا بی تو می سازم و تو، آنجا با او می سازی...!!!
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
سلامتی کسیکه خود عوضیش بغل یکی دیگس ولی یاد کثیفش پیش ماست!!
dokhtare0aryaei
در آغوش پر مهــــ ـرت بازکن ...جایی برای من به اندازه ی یکــــــ دانه ی برف پاک و بی آلایش! آری ! همین یک لحظه ی ساده، برایم کا[!]ت... فقط باش! بودنــــت کافیـــ ــست...
dokhtare0aryaei
برگــ ــها ... کــ ــه میــ ــریزند میدانـــ ـــم .. که پایــ ــیز اســ ــت ! یــادتــــــــ می آیــ ـــد؟ "صــــ ــــــــدای پایـتــــ " روی بـرگــــــــ هــــا ؟ ؟ ؟
dokhtare0aryaei
نوشتن بهانه می خواهد و ننوشتن بهانه ها. وقتی هیچ کدام نباشد سکوت تنها واژه ای است که تو را و بودنت را انکار نمی كند...
الهی چه قدر زیبا
14 سال و 11 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 15 دقيقه قبل
14 سال و 11 ماه و 4 روز و 12 ساعت و 8 دقيقه قبل