dokhtare0aryaei
نبودنت هم مثـــل بودنت عـــادت می شود شکـ ــ ـ نکن
dokhtare0aryaei
عاقبت از عشق تو اهل کلیسا میشوم میکشم دست از مسلمانی مسیحا میشوم
dokhtare0aryaei
همیشه سکوتم به معنای پیروزی تو نیست ... گاهی سکوت می کنم تا بفهمی چه بی صدا باختـــــــی
dokhtare0aryaei
قرعه کشی که تمام شد تو به اسم کس دیگر درآمدی .. تقدیر جای خود لااقل اسم مرا هم در کیسه ات می انداختی ..
dokhtare0aryaei
چــــــــه ساده عزم رفتن كردی! اما من نمی توانم باور كنم رفتنت را! این چه آمدنی بود و چه رفتنی؟! تــــــو می روی اما... من با دلـــــــــــــم كه پیش تو ماند چه كنم ؟
dokhtare0aryaei
انتقام کار من نیست رهایت میکنم...همین برایت بس است.
dokhtare0aryaei
سکوت می کنم به احتــرام آن همه حرف که در دلم مـُــــــــــــرد ....
dokhtare0aryaei
نبــــــــودت را... آن زمان... باور کـــــــردم که ......فاصـــلۀ میانِ انگشـــــــتانم... خالی ماند .....
dokhtare0aryaei
از پاكی اشك های خود فهمیدم لبخند همیشه راز خوشبختی نیست
dokhtare0aryaei
یادش بخیر ! یه روزی آدما به جای شماره به هم دل می دادن...
dokhtare0aryaei
روزگاریــ كوهــ ها را بهــ همــ وصلــ میكردیــ آدمــ ها را قلبــ ها را اما حالا ... آهــ ایــ پلــ شكستهــ ! حالا دیگر فقطــ ابرها میتوانند از رویــ تو بگذرند ..
dokhtare0aryaei
من آن گل را نمی بویم که هر دم دیگری بوید.....
dokhtare0aryaei
دستهایت را در دستهایم جا گذاشته ای ! نگاهت را در نگاهم ٬ و خیالت را در خیالم ...
dokhtare0aryaei
شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن.. چندشم می شود از لکه ی انگشت دروغ
dokhtare0aryaei
گفتی که بیا و از وفایت بگذر* از لهجه بی وفاییت رنجیدم *گفتم که بهانه ات برایم کا[!]ت *معنای لطیف عشق را فهمیدم...