dokhtare0aryaei
بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست بـــاور كــــنید پاســخ آیـــینه ســنگ نیست
dokhtare0aryaei
ای خدای بزرگ کمکم کن تا وقتی می خواهم درباره ی راه رفتن کسی قضاوت کنم، کمی با کفش های او راه بروم
dokhtare0aryaei
میــــــــــرم میــــــــــــــــــــرم.................... میــــــــــــــــــــــرم بدون وداع
dokhtare0aryaei
روزی صد بار با هم خداحافظی کردیم اما افسوس معنای خداحافظی را زمانی فهمیدم که تو را به خدا سپردم!
dokhtare0aryaei
بــعضی زخمها رو باید درمان کنی تا بتوونی به راهت ادامه بدی ... اما بــعضی زخمها ، باید باقی بمونه تا هیچوقت راهت رو گم نکنی
dokhtare0aryaei
از هیاهو زمین بیزار شده ام !! سهراب قایق ات جایی برای من دارد؟
dokhtare0aryaei
این پاییز بی پدر فقط واسم دلتنگی میاره... هی یادم میاره که روزگار... این روزگار لعنتی...چه قدر بر خلاف آرزوهایم گذشت... چه قدر...
dokhtare0aryaei
هنوز دست هایم در دست های تو بود که باران بارید ... تو رفتی چتر بیاوری و من هنوز که هنوز است روی این نیمکت منتظرم که یا باران بند بیاید یا تو با چتر یا تو بی چتر فقط برگردی
dokhtare0aryaei
زخم که میخوری , مزه مزه اش کن . . . حتما نمکش اشناست . . .
dokhtare0aryaei
كسی كه نگاهت را نمی فهد؛ توضیح های طولانی ات را هم نخواهد فهمید ...
dokhtare0aryaei
(خط تیره) ********************* معلم میدانست فاصله ها چه به روزمان می اورند که به خط فاصله میگفت : خط _ تیره
dokhtare0aryaei
برو دیگر نمی خواهم تورا ببینم .دیگر مشتاق نگاه تو که گویی از ابرهای اسمان هم دورتر است نیستم
dokhtare0aryaei
حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت ... دلباختۀ سفر بود ؛ همسفر نداشت ... حکایت کسی است که زجر کشید ، اما ضجه نزد ... زخم داشت و ننالید... ... ... ... گریه کرد ؛ اما اشک نریخت ... حکایت من ؛ حکایت چوپان بی گله وساربان بی شترست ! حکایت کسی که پر از فریاد بود ، اما سکوت کرد ؛ تا ... همه ی صداها را بشنود
dokhtare0aryaei
ای کاش گفته بودی که عاشق دیگری شده ای............ من خودم عاشق بودم،دردت را درک میکردم
dokhtare0aryaei
من بودم تو و یک عالمه حرف... و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!! کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی یک آه چقدر وزن دارد...