پرتغال کوکی
در عهد رسالت سید المرسلین -علیه الصلوه و السلام -چون این آیت فرو آمد که ( اگرنیکی کنید برای خود کرده اید و اگر بدی کنید نیز برای خود . "سوره اسرا آیه 7 " ) ، یکی را از یاران رسول -صلی الله علیه و سلم - نظر بر جمال مخدره این معنی افتاد و شب و روز این آیت را می خواند . یکی از زنان جهود را بر وی حسد آمد و آتش حسد در نهاد او افروخته گشت و گفت : "باش تا معنی این کلمه را بر خلق ظاهر گردانم ." پس قدری حلوا بساخت و زهر در آنجا تعبیه کرد و بدان مرد داد . مرد آن را بستد و به صحرا برون رفت . دو جوان را دید که می آمدند و اثر سفر بر جبین ایشان ظاهر گشته بود . آن صحابی ایشان را گفت : " در نان و حلوا رغبت دارید ؟ " ایشان امتناع ننمودند .مرد آن نان و حلوا در پیش ایشان نهاد و هر دو آن را تناول کردند و در حال بیفتادند و بمردند. این خبر در مدینه افتاد . آن صحابی را بگرفتند و پیش سیدعالم -صلی الله علیه و سلم - آوردند . رسول از وی پرسید که آن نان و حلوا از کجا آورده بودی ؟ گفت : " مرا فلان زن جهود داده بود . " آن زن را باز طلبیدند . چون بیامد ، آن دو جوان را بدید و هر دو پسران او بودند که به سفر رف
پرتغال کوکی
فقیری مومن در خانه یعقوب نبی رفت و درخواست طعامی برای شب کرد اهل خانه صدای او را شنیدند و از سر غفلت به او بی توجهی کردند.فقیر شکایت اهل خانه را به خدا برد و خدا وحی کرد بر یعقوب که خود را آماده بزرگترین مصیبت ها برای خود و خانواده ات کن. ای یعقوب شما سیر خوابیدید و بنده فقیر من آن شب را با وجودی که گرسنه بود حمد مرا کرد. ای یعقوب! بدان محبوب ترین پیامبران نزد من کسی است که به بندگان نادار و فقیر من رحم روا دارد و با آنان قرابت کند.. ای یعقوب عقوبت و بلایای من به کسانی که آنها را دوست دارم زودتر از دشمنانم نازل می شود..
پرتغال کوکی
این دل اگر کم است بگو سر بیاورم .... یا امر کن که یک دل دیگر بیاورم .... خیلی خلاصه عرض کنم " دوست دارمت " ... دیگر نشد عبارت بهتر بیاورم ..... [ اللهم عجل لولیک الفرج ]
پرتغال کوکی
کودک بودی : گفتی که تازه از حمام آمده ای ... اما موهایت کثیف و نامرتب بود و بدنت هنوز بوی عرق و بازی فوتبال مدرسه را میداد ... لبخندی زدم اما باور نکردم... سالها گذشت روزی مغرور آمدی و گفتی که فارغ التحصیل شده ای ... کسی نمی توانست از تحصیل آسوده و بی نیاز شده باشد ... لبخندی زدم اما باور نکردم ... چهل سال گذشت و مسن شدی : گفتی که از زیارت حج آمده ای خوشحال شدم اما... چه سود که هیچ تغییری قبل و بعد از رفتنت در اخلاقت مشاهده نکردم ... باردیگر لبخندی زدم ولی باز هم حرفت را باور نکردم ...
پرتغال کوکی
روزهای بدی در زندگی آدم می رسد که هیچ کسی حتی نمی پرسد: " خوبی ؟ " برای چنین روزهای بدی نیاز به یگانه مهربانِ دلسوزی داری به شرطی که در روزهای خوب فراموشش نکرده باشی و نامش چه زیباست ... خدا ...
پرتغال کوکی
ای کاش یک بار خالصانه و از ته ته دل بتونم این دعا رو زمزمه کنم: الهی انت کما احب فجعلنی کما تحب خدایا! تو اون جوری هستی که من دوست دارم، منم اون جوری کن که خودت دوست داری!
پرتغال کوکی
خواب مرگ که نه خود مرگ را هزار بار دیده ایم ولی افسوس که هنوز از غفلت بیدار نشده ایم ...
پرتغال کوکی
خدایا ... با همه ی فاصلهای که از تو گرفتهایم ... هنوز هم ، چقدر به ما نزدیکی ...