m3rad
،یک دوجیبن چشمست در سرزمین ِ من ،اما یک دو جفتش حتی ،برای من نیست .تنها قاب عکسی روی صورتم که چشم می خوانندش
m3rad
رسوایی عاشقِ گیتار بود دستش طبل دادند از سر خشم مدام کوبید و کوبید و کوبید
m3rad
پس چرا با تو غریبست نسل بی خاطره ی من ؟
m3rad
آغاز جاییست که از پایان نیافتن خسته می شویم
m3rad
مرگ میزبان خوبی نیستم برایت که آغوشت را اینگونه تنگ فشرده ای ؟
m3rad
تو نیستی و عطر هیچ زنی آرامم نمی کند تو نیستی و تنم تیمار تنهایست
m3rad
حقیقت را می گریزی ، پشت پنجره ای پنهان می شوی ، گوشهایت را می پوشانی ، چشمانت را می بندی ، احساست را هم کور میکنی ؟
m3rad
جنون جاودانه می شود ، جایی در میان روزهای من ...
m3rad
یا ما لالیم یا این جهان کر ... فریادهای بی جوابمان را دلیلی اگر خواهید
m3rad
سرِ من سرش به کار خودش بود ، تو آمدی که هزار شعر لعنتی بهانه ی رفتنت باشد
m3rad
بی خبر سیگارها تمام می شود ، بی خبر مرا بی خبر می گذاری ، بی خبر اشک هایم هم تمام می شود و من می مانم و باز بی خبری
m3rad
I'm standing here so lost in you
m3rad
خسته ام ، خیابان ها را خیال میکنم با سرعت 200 ،
m3rad
باز شب ِ و هجوم ِ خاطرات قبلی