Ehsan
از یه دختره پرسيدم : حالت چطوره ؟ گفت :ميجي يوجي !! اولش فکر کردم داره چيني ژاپني حرف ميزنه نگو منظورش اين بوده : مرسي ، تو چي..؟ عجب گیری افتادیم,,,,,,,,,,,,
Ehsan
در دنیا از سه آهنگ خوشم نمی آید. ! صدای کودکی از بی مادری.. صدای مجرمی از بی گناهی.. و صدای عاشقی از جدایی..
Ehsan
می دانی یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تـعطیــل است ... و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت باید به خودت استراحت بدهی دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی ... در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند ... آن وقت با خودت بگویـی بگذار منتـظـر بمانند .
Ehsan
چقدر حقیرند مردمانی که نه جرات دوست داشتن دارند نه لیاقت دوست داشته شدن... با این حال مدام شعر عاشقانه می خوانند . .
Ehsan
مادری ناراحت کنار پسرش نشسته بود، پسر به مادرش گفت: تو دومین زن زیبایی هستی که تو عمرم دیدم مادر پرسید: پس اولی کیست ؟ پسر جواب داد : خود تو ، وقتی که لبخند میزنی بزن لايك قشنگرو به افتخار همه مادرا..
Ehsan
دادگاه عشق: نیمه شب کوبیده بر در گفت عاشق خانه است؟ متهم هستی و جرمت دیدن جانانه است بعد بستند دست و پایم را به موی دلبرم اکنون این اسیر زلف چون شانه است بعد بردند اندر دادگاه عشق از بهر سوال گفتم بیگناهم چون مقصر این دل دیوانه است لیک از من شاهد و مدرک خواستند گفتم دلیل و برهان ساغر و پیمانه است گفت چون ساغر و پیمانه هر لحظه در آغوش کسیست نزد قانون ناشناس و بیخود و بیگانه است بعد گفتند طبق اصل پنج عشق و عاشقی متهم تا ابد محکوم در میخانه است گفتمش گر یار را بوسم چه باشد کیفرم؟ گفت سوختن چون کیفر پروانه است گفتمش من حاضرم سوزم بشرط بوسه ای سوختن از بهر جانان کاری بس مردانه است گفت،حکم در مورد دیوانه بی ارزش بود ازدفاع متهم معلوم شد دیوانه است ...
Ehsan
دلتنگی..................................حاضر! غم.......................................حاضر! درد.......................................حاضر! ... ... ... دوری.....................................حاضر! عشق.................................؟؟؟؟؟؟؟ بلندتر می خوانم......عشق................؟؟؟ باز هم نیامده غیبتهایش از حد مجازش دیریست که گذشته اخراجش می کنم .!!!
Ehsan
همین که سایه ات هست همین که کلماتم از بی "تو" بودن یتیم نشده اند کافیست برای یک عمر آرامش ؛ باش! حتی همین قدر دور حتی همین قدر دست نیافتنی ...
Ehsan
من به هر تحقيري که شدم با صداي بلند خنديدم ... نام مرا گذاشتند "با جنبه" بي انکه بدانند خنديدم تا کسي صداي شکسته شدن قلبم را نشنود…!
Ehsan
مهربانـــم ! شرمنــده ام کــه هیچ وقت، مهربانــی هایت را منتشـــر نکردم امـا تــا دلــت بخواهد گلایـه هـا را "پست" کردم و غریبه هــا "لایک" زدند ... کــاش می توانستم صدای تــو را بنویسم!
Ehsan
آرام روی خیالم خوابیده ای... خوب می دانی خیالم برایت تخت است ...
Ehsan
دقیقا زمانی که داری توی بیخیالی همه چیو فراموش میکنی یهو یه آهنگی، یه نوشتهای، یه اسمی، یا حتی یه حرفی ... همه خاطراتو میاره جلو چشمت ...