Ehsan
کـــــــــاش هيـچـوقــت آرزو نمي کردم کفش هاي مــادرم اندازه ام شود !
Ehsan
كمي زود بود ولي دعایت گرفت مادر بزرگ ! پیر شدم.......
Ehsan
این روز ها دیگر به تو نه ... به حيف شدن همه روزگارم که در انتظارت سپری شد فكر مي كنم
Ehsan
ازم نخواه با تو بمـــــــــــــــــــــونم تو هیچی از من نمیـــــــــــــدونی اگه بگم راز دلــــــــــــــــــــــــــم رو تو هم کنارم نمیمـــــــــــــــــــــونی ˜*•
Ehsan
خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک می کنم توی تنهایی هام فقط به تو فکر می کنم با تو می مونم واسه همیشه اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم واست می میرم ، جواب دنیا رو می دم با تو می مونم واسه همیشه ˜*•. ˜”*°•.˜”*°••°*”˜.•°*”
Ehsan
کی با یه جمله مثل من ، می تونه آرومت کنه اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه دل گیرم از این شهر سرد ، این کوچه های بی عبور وقتی به من فکر می کنی ، حس می کنم از راه دور ,,,
Ehsan
دیگر نمی گویم گشتم نبــــود نگرد نیست ! بگذار صادقانه بگویم گشتیم ! اتفاقابود ! فقط مال ما نبود ! شما بگردید ! لابد مال شماست ..
Ehsan
به خودم قول میدهم تو را فراموش کنم خاطرات روزهای با تو بودن را نگاه معصومانه ات را تصویر زیبای چهره ات را از ذهنم پاک کنم دیگر در لحظه های تنهاییم به تو فکر نکنم اگر باز تو را دیدم به چشمهایت نگاه نکنم اگر باز تو را دیدم دلم هوایی نشود به خودم قول میدهم کسی اشکم را نبیند کسی از دل شکسته ام باخبر نشود بخاطر ازدست دادنت از خدا گلایه نکنم اما نمیدانم آیا میتوانم به قولهایم عمل کنم ,,,
Ehsan
وقتي نگران مسير نگاه توام وجودم مرا به سوي نيستي پرتاب ميكند و ميشكند در من كوزه ي لبريز از عشق تو به دستان زخمي ام نگاه كن اي كاش بند ميخورد تكه هاي شكسته ي اين عشق
Ehsan
یه شب مهتاب/ ماه میآد تو خواب/ منو میبره/ کوچه به کوچه/ باغ انگوری/ باغ آلوچه،/ دره به دره/ صحرا به صحرا،/ اون جا که شبا/ پشت بيشهها/ يه پری میآد/ ترسون و لرزون/ پاشو میذاره/ تو آب چشمه/ شونهمیکنه/ موی پريشون.../ يه شب مهتاب/ ماه میآد تو خواب/ منو میبره/ ته اون دره/ اونجا که شبا/ يکه و تنها/ تکدرخت بيد/ شاد و پراميد/ میکنه به ناز/ دسشو دراز/ که يه ستاره/ بچکه مث/ يه چيکه بارون/ به جای ميوهش/ سر يه شاخهش/ بشه آويزون.../ يه شب مهتاب/ ماه میآد تو خواب/ منو میبره
Ehsan
روباهى داشت با موبايلى شماره میگرفت زاغه از بالاى درخت گفت: پايين آنتن نمیده بده برات شماره بگيرم!! روباه تا موبايل رو داد به زاغ زاغ گفت: اين عوض اون قالب پنيری که کلاس سوم ابتدايى ازم زدی .....پدرسگ ,,,
Ehsan
مادر : داری چیکار میکنی پسرم ؟ پسر بچه 5 ساله : دارم واسه دوست دخترم نامه مینویسم!!! مادر : ولی تو که هنوز خوندن و نوشتن بلد نیستی!!! پسر بچه 5 ساله : اونم بلد نیست بخونه ، اصن تو چه میفهمی عشق یعنی چی...!
Ehsan
بیایید مردانه " زنها " را گرامی بداریم...! این بار اگر زن ِ زیبارویی را دیدیم هوس را زنده به گور کنیم...... و خدا را شکر کنیم برای خلق این زیبایی زیر ِ باران،اگر دختری را سوار کردیم ... ... ... به جای شماره به او امنیت بدهیم....! او را به مقصد مورد نظرش برسانیم نه به مقصد مورد نظرمان! هنگام ورود به هر جایی با لبخند بگوییم ، اول شما....! در تاکسی خودمان را به در بچسبانیم نه به او... ! در مترو جای خود را به زنی بدهیم که ایستاده بیایید فارغ از جنسیت کمی واقعا مرد باشیم ....! و نه از مردی فقط کُــتـَش و سیبیلش را داشته باشیم.......! تنها قلم است که درون ما را به تصویر میکشد ...
Ehsan
نه به خاطر شعر نه به خاطر جور دیگر زیستن خانه ی من برای دو نفر کوچک بود به همین خاطر تنها مانم!
Ehsan
چرا اينجا نيستي تا "دوستت دارم" را از جنس خاک کنم، از جنس تنم، و با بوسه بپوشانمش بر تنت ؟