احسان ضیأیی
بــعضیا دور عشق خط میکشند ، بــعضیا روی آن را
بــعضیا خودشان داد میزنند ، بــعضیا قیافه شان
بــعضیا به پای هم پیر میشوند ، بــعضیا به دست هم
و وقتی از ناراحتی منفجر شد ، همه به دنبال پیدا کردن جعبه سیاه او بودند !
احسان ضیأیی
دل من محکمه ایست که به من می گوید همه را دوست بدار به همه خوبی کن واگر بد دیدی دل به دریای محبت بزن و بخشش کن
احسان ضیأیی
امروز چقدر دلم هوایت کرده است میگویم : جانم حس میکنم صدایم کردی !
احسان ضیأیی
همه تفاوت ما این است
تو به خاطر نمیآوری
من از خاطر نمی برم!....
احسان ضیأیی
وقتی که باتوام
احساس می کنم
برای خودم کسی شده ام
تو بی دلیل زیبایی
چون لبخندی درجنگ...
احسان ضیأیی
بعد از این عشق به هر عشق جهان می خندم
هر که آرد سخن از عشق بدان می خندم
روزی از عشق دلم سوخت که خاکستر شد
بعد از این سوز به هر سوز جهان می خندم
خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است
کارم از گریه گذشته است بدان می خندم
احسان ضیأیی
خودم هم میدانم که
دیگران را بیشتر از من دوست داری
اما نمیدانم چرا باز هم
تو را بیشتر از دیگران دوست دارم
احسان ضیأیی
امروز باهم بودن را تجربه میکنیم وشاید فردا به یاد هم بودن را پس امروز را زیبا کنیم به حرمت خاطرات فردا....
احسان ضیأیی
شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از دنیا گرفت ، پس همیشه شاد باش . . . (◕‿◕)