احسان ضیأیی
پــــر می کشــــــــــــی
و وای بـه حــــال پــــــــرنده ای
کــــز پشــــــت میــــله هـــــای قفـــــــــس
عــــــاشقــــــت شـــده اســـــت...
احسان ضیأیی
کنار دریا
عاشق باشی
عاشق تر می شوی
و اگر دیوانه
دیوانه تر
این خاصیت دریاست
به همه چیز
وسعتی از جنون می بخشد
احسان ضیأیی
نگاه کن
این حکایت همیشگی عشق است
رفتن .......
رفتن...........
و باز هم رفتن.......
احسان ضیأیی
چشم هایم را به بیمارستان میبرم؛ . نمیدانم چه مرگشان شده!!!؟؟ . هر شب جایشان را خیس میکنند . . .
احسان ضیأیی
در فراسوی مرزهای تنام تو را دوست می دارم. در آن دوردستِ بعيد ... که رسالتِ اندامها پايان می پذيرد...
احسان ضیأیی
امروز استخاره کردم برای خودکشی خوب آمد! دیگر خدا هم با مردن من موافق است...!
احسان ضیأیی
سعی نکن من رو خوشحال کنی ، سعی کن با من خوشحال باشی
احسان ضیأیی
آنکس که رفتنیست بگذار برود ...
التماس به ماندنش نکن ...
بودنش هم به اندازه نبودنش
درد و رنج.....دارد.!!!
احسان ضیأیی
تو چه میفهمی حال و روز کسی را که دیگر، هیچ نگاهی دلش را نمی لرزاند
احسان ضیأیی
تو چه می فهمی حال و روز کسی را که دیگر هیـــــــــــچ نگاهی دلش را نمی لرزاند؟