احسان ضیأیی
توسط موبایل
عيدقربان است و من چشمان به قربانت كنم. تو بخواه هرآنچه خواهي گوش به فرمانت كنم. دولبت گويند عزيزم چشمان كه مقدارش كم است: من به قربان لبت تو جان بخواه تا آن به قربانت كنم
احسان ضیأیی
آدمهای خوب از یاد نمیرن ، از دل نمیرن ، از ذهن نمیرن !
ولی زودتر از اینکه فکرش رو بکنی از پیشت میرن !
احسان ضیأیی
ایـــن روزا همـــه میگـــن هـــوا چقـــدر دو نفــره هســت .... اما مشـکل اینجــاسـت کــه رابطــه ها ســه نفــره هســت ..
احسان ضیأیی
به اعتماد هیچ شانه ای اشک نباش و به اعتماد هیچ اشکی شانه نباش فقط خودت باش ، برای خودت !!!
احسان ضیأیی
عطر تنت روی پیراهنم مانده
امروز بوییدمش...
عمیق عمیق !
... و با هر نفس بغضم را سنگین تر کردم!
و به یاد آوردم که دیگر...
"تنت" سهم دیگری است و "غمت" سهم من !
احسان ضیأیی
سال ها رفته ز دست جاي پايي كف درگاه من است كه نگاهش به نگاهم پيوست سال ها ميگذرد زان شب و مست ناشناسي كف اين خانه نشست نمكم خورد و نمكدان بشكست
احسان ضیأیی
برای بودن؛گاهی لازم است که نباشی ! شاید نبودنت ؛ بودنت را به خاطر آورد اما دور نباش دوری همیشه دلتنگی نمی آورد فراموشی همان نزدیکیهاست !!!
احسان ضیأیی
از این سکوت تا آن سکوت فریادی بی انتهاست.
احسان ضیأیی
خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است/ پیدا نکنم همدل، دلها همه از سنگ است/ گویا که در این وادی از عشق نشانی نیست/، گر هست یکی عاشق آلوده به صد رنگ است
احسان ضیأیی
ازدواج دردناک دختری 8 ساله با پسر 12 ساله! . یکی از غم انگیزترین ازدواجهای جها...ن در لبنان برگزار شد. در این مراسم ازدواج، دختر ۸ ساله به نام خلود که سالهاست مبتلا به سرطان است با دوست بیمارش، کریم ۱۲ ساله ازدواج کرد. این مراسم در حقیقت بزرگترین آرزوی خلود بود او همیشه به دوستان و خانوادهاش میگفت دوست دارد قبل از مرگش لباس سفید عروسی به تن کند. این مراسم در یکی از سالنهای بزرگ و مجلل بیروت برگزار شد و خانواده این عروس و داماد با اشک و آرزوی شفا برای این دو کودک جشن با شکوهی برپا کردند. لباس عروس توسط طراح مدل لباس معروف «زهیر مراد» دوخته شده و یکی از طراحان چهره مشهور، کار آرایش این دو کودک را انجام داده بود. خلود و کریم برای نخستین بار یکدیگر را در بیمارستان کودکان سرطانی دیدند و از همان ابتدا با هم دوستان صمیمی شدند.
احسان ضیأیی
جای دوری نرفته ام ... جای دوری نمی روم ! می روم کمی باران را با دلم یا دلم را با باران یکی کنم
احسان ضیأیی
عجیب است ! تنها آغوشی آرامت می کند که دلت را به درد آورده !
احسان ضیأیی
هر آدمی بهایی دارد ، اگر به کسی بیش از حدش بها بدهی مثل یک جنس بنجل می ماند روی دستت.....