احسان ضیأیی
بودن با کسی که دوستش نداری و نبودن با کسی که دوستش داری همه اش رنجه ، پس اگر همچون خود نیافتی مثل خدا تنها باش. به سلامتی اونایی که الان مثل خدا تنهان...
احسان ضیأیی
چیزی نو بیاور حرف تازه ای بزن حالم را بر هم مزن تو دوستت دارم را به همه میگویی . .
احسان ضیأیی
اگر خوابم اگر بیدار اگر مستم اگر هشیار مرا یارای بودن نیست تو یاری کن مرا ای یار تو ای خاتون خواب من ... من تن خسته را در یاب مرا هم خانه کن تا صبح نوازش کن مرا تا خواب
احسان ضیأیی
کـــــــــــاش گاهی زنــــــــــــــــــدگی از اینا داشت [ ιι ] [■] [►] ι►►]
احسان ضیأیی
سر به آری سر به نه سر به تاسف تکان نده... سر به سرم مگذار... من به تماشای تکان های لب هات محتاجم حــــرف بـــــزن ......!
احسان ضیأیی
می شود مثل یک قطره اشک
بعضی ها رو از چشمات بندازی...
ولی نمی توانی جلوی اشکی را بگیری
که با رفتن بعضی ها از چشمات جاری می شود.....!
احسان ضیأیی
برای کسی بسوز که برای خاموش کردنت از اشکش مایه بذاره . . .
احسان ضیأیی
پشت تنهايي من که رسيدي، گوشهايت را بگير ! اينجا سکوت ، گوش تو را کر ميکند... اما چشمهايت را باز کن تا بتواني لحظه لحظه ي اعدام ثانيه ها را نظاره کني...
احسان ضیأیی
شنیده بودم زیبارویان بى وفایند... آخه ایکبیری!!! تو دیگه چرا...؟
احسان ضیأیی
وقتی کسی نیست که خودت را
فرو کنی در آغوشش
و گم شوی در رویاهای شبانه اش
فرقی نمی کند صبح ها
با صدای اذان بیدار شوی
...یا ناقوس کلیسا
حتی درون خانه پدری ات
احساس غربت خواهی کرد
احسان ضیأیی
زنگ میزنم از طرفت به خودم!!!حرف میزنم به جایت با خودم!!! راستی صدایت چه قدر شبیه هق هقم شده است
احسان ضیأیی
كاش تواین دنیا یكی تنهایی منو به خاطر تنهایی خودم میخواست نه اینكه بخواد از تنهایی من تنهایی خودشو پر كنه
احسان ضیأیی
بگذارید سر خسته اش را بر شانه شما بگذارد موهایش را نوازش کنید..پیشانی اش را ببوسید قربان صدقه اش بروید مادر را می گویم............ گاهی هم برای مادر ، مادری کنید...