دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

elahenaz
زن - مجرد
امتیاز: 7228

دنبال‌شدگان

(891 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(756 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

elahenaz
elahenaz

شاید که بیاید شاید... شاید یه روزی اومدی که خیلی دیره

elahenaz
elahenaz

این بار فرق می کند! این بار که کسی آمد... دیگر نمی گویم برو!!! حتی نمی گویم کس دیگری را میخواهم.... فقط میگویم : ببین!... من شکسته ام!... خسته ام!... کمی آرامم کن... همین...

elahenaz
elahenaz

بچه که باشی از "نقاشی" هایت هم می توانند به روحیات و درونیاتت پی ببرند، بزرگ که می شوی از حرف هایت هم نمی فهمند توی دلت چه خبر است!

elahenaz
elahenaz

انقدر که زمین فوتبال به نام تختی داریم، سالن کشتی به نامش نداریم!

elahenaz
elahenaz

بعضی ها را باید از تو رویاهات بکشی بیرون و محکم بغلش کنی ، بعد آروم در گوشش بگی آخه تو چرا واقعی نیستی لعنتی ...

elahenaz
elahenaz

دلـــــم برای صدایـــی تنـگ شـده اسـت که هـر شــب قبـل از خواب گــوش هــایم را نـوازشـــ مـیکرد ...دلـــــم برایـت تنـگـ شـده اســت همــه کســِ مـن ...

elahenaz
elahenaz

بی شک آغوش تو هشتمین عجایب دنیاست... واردش که میشوی زمان بی معنا می شود... و هیچ بعدی ندارد... بی آنکه نفس بکشی روحت تازه می شود... تمام ثروت دنیا را به یک وجبش نخواهم بخشید...

elahenaz
elahenaz

بگذار همه بدانند چه قدر دلم می‌خواست روی شانه‌های تو به خواب روم. تو آرام بلند شدی دست‌هایم را از هم گشودی موهای پریشانم را شانه زدی. حالا این دختر کوچک که مدام تو را می‌خواهد خسته ‌ام کرده است. او حرف‌ های مرا نمی‌فهمد بیا و برایش بگو که دیگر باز نخواهی گشت

elahenaz
elahenaz

از تو خواهش میکنم فقط یه فرصته دیگه... اشک چشمهامو ببین، ببین نگاهم چی میگه

elahenaz
elahenaz

نصفه شبی مامان و بابا رفتن بیمارستان هنوز برنگشتنحوصلم سر رفت

elahenaz
elahenaz

چه سخته چشم به راه دوختن ... چه سخته انتظار یار کشیدن ...چه سخته بی یار روزا رو گذروندن ...چه سخته تماشای عقربه های ساعت ودم نزدن ...چه سخته آرزوت بغل کردن عشق و بوسیدن ...

elahenaz
elahenaz

داستان من و تو از آنجا شروع شد که پشت شیشه ی بی جان مانیتور به هم جان دادیم ... ! با دکمه های سرد کیبرد ، دست های هم را گرفتیم و گرمایش را حس کردیم ...! با صورتک ها ، همدیگر را بوسیدیم و طمع لب هایمان را چشیدیم ...! ... آهنگی را هم زمان با هم گوش کردیم و اشک ریختیم ...! شب بخیر هایمان پشت خط های موبایلمان جا نمی ماند ...! امروز داستان برگشت ...! آغوش هایمان واقعی ، بوسه هایمان حقیقی ، اما با این تفاوت که دیگر من و تو نبودیم ، هر کداممان یک "او" داشتیم ...!

elahenaz
elahenaz

خدایا! از گناهانم مثل آرزوهایم بگذر

این ارسال را بازنشر کرده است.
elahenaz
elahenaz

تو تعبیر خواب بلدی دلکم؟بیا تعبیر کن که تا تو فاصله ای نمانده بیا و دلخوشیم را برایم به باور تبدیل کن فقط بیا ...بودنت را میخواهم