elahenaz
عشق مثل آب میمونه که میتونی تو مشتت قایمش کنی آخرش مشتت رو بازمیکنیو میبینی همش رفته بدون اینکه بفهمی اما دستت هنوز خیسه یعنی پر از خاطرست...
elahenaz
باختم در عشق اما باختن تقدیر نیست ، ساختم با درد"تنهایی" مگر تقدیر چیست ؟
elahenaz
تا بخواهی پشت پایت اشک ریختم زودتر برگرد مسافر جاده های بی برگشت ...
elahenaz
خسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته ام در حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی دوباره ام همه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پر از اشک شده و عین خیالم نیست ، عادت کرده ام دیگر….
elahenaz
تـنــهــایـــے خـــوبــه.... ولــے 2 نفرش
elahenaz
گهگاهی از اعماق وجودم فریاد میزنم، آنگاه آرام و در سکوت می خندم و سپس بر حال خود. گریه میکنم، آیا سزای دوری از تو دیوانگیست؟
کاملا میفهممم الهه
13 سال و 26 روز و 14 ساعت و 49 دقيقه قبل