elahenaz
ساکت نیستم لبهایم هم نسوخته است تنها تمام ِ من تاول زده از آشی که نخورده ام
elahenaz
دنیا را بغل گرفتیم گفتند:امن است و هیچ کاری با ما ندارد. خوابمان برد.بیدار شدیم دیدیم... آبستن تمام دردهایش شدیم!
elahenaz
تعجبـــ نکنـــ اگـــر شعــر تـــازه اي بـــراي تـــو نمي نويسمــــ ..! آخه هيــچ مداديــــ ، وقتــي خيـــ ــس ميـــ ـــشود نمي نــويـــسد..
elahenaz
روی تمام سنگهای دنیا میخام بنویسم دلم برات تنگ شده شاید یکیش بخوره توسرت تا بفهمی دلتنگی چه قدردرد داره!!!
elahenaz
اندازه یه سر کبریت دلم برات تنگ شده کوچیکه ولی دنیا رو به آتیش میکشه
elahenaz
برای من راس جهان ساعت بیداری توست.
elahenaz
باز باران بی ترانه گریه های بی بهانه میخورد بر سقف قلبم یادم آرد روی ماهت باورت شاید نباشد که دلم تنگ است برایت...
elahenaz
درد دارد ! وقــتـی می رود .. و هـمه می گــویـند : دوستـت نــداشـت ... ... و تــو نمـی تــوانـی بـه هـمه ثــابـت كــنی كه هــرشـب بــا عـاشـقانـه هــایـش خـــوابت می كـــرد !!
elahenaz
رد پاهایم را پاک می کنم به کسی نگویید من روزی در این دنیا بودم. خدایا! می شود استعـــــفا دهم؟! کم آورده ام ...!
elahenaz
به نام او که دلم را آزمایشگاه عشق خود قرار داد. نمی دانم این بار چگونه بگویم که لوله ی آزمایش دلم از محلول فراقت لبریز است و مایع صبر در ارلن قلبم اشباع شده.نمی دانم این بار چگونه بنویسم تلخی فراق که مانند تلخی بازهای قلیایی دمادم کامم رازهر آگین نموده ، ناتوانم ساخته .... گویی زیر همان گیوتین که لاوازیه جان داد،هر لحظه جانم را فدای آزمایشات بی حدو نصرت می کنم! اگر میخواهی حال دلم را بدانی بشری بردار و آنرا پر از آب کن ، سپس آنرا روی شعله ی گاز قرار بده تا به جوش آید ، دل من از عشقت این چنین در جوش و خروش است.حال اگر میخواهی گرمای عشقت را لمس کنی ، از محضر گرامیت تمنا دارم مقداری پرمنگنات پتاسیم را روی کاشی تمیزی بریزی آنگاه چند قطره گلیسیرین به آن بیفزای ملاحظه می کنی که گرمای شدید آن مخلوط را شعله ور میسازد. گرما و سوز عشق تو نیز با من چنین کرده. حال اگر دلت می خواهد گرمای عشقت را مستقیما احساس کنی ،در یک لوله ی آزمایش حدود 5 میلیلیتر آب 30 درجه سلسیوس بریز و حدود 2 گرم کلرید کلسیم خشک در آن حل کن،حال انگشتان ظریف و زیبایت را به لوله ی آزمایش بچسبان، سوختی؟ جانم به قربانت عشق تو نیز
elahenaz
بچه ها امروز روز یلدااااا بود
elahenaz
خاطرات را با اشک در شبی غمگین وسیاه مینویسم.خاطرات را از روی درد می نگارم تا بدانی دوریت با من چه کرد. عزیزترین " کوتاهترین فاصله برای گفتن دوست ات دارم یک لبخند است و یک ذنیا لبخند از آن تو.