elahenaz
راز آرامش درون در دل نبستن است. این را بدان که در حقیقت هیچ چیز و هیچ کس به تو تعلق ندارد.راز آرامش درون در شادی است. افکار شادی آفرین را آگاهانه حفظ کن
elahenaz
عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم؛ بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری ! بعد از چند روز به دوستی بعد از چند ماه به همکاری بعد از چند سال به همسایه ای ... اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم ! دیگر وقت آن رسیده که اعتمادی فراتر آنچه می بایست را به او ببخشیم. او که یگانه است و شایسته
elahenaz
مرد که باشی باید خیلی از بی اعتمادی ها رو تحمل کنی ... مرد که باشی باید " دستتو " بزاری روی " دلت " که یه موقع کسی نفهمه چه حسی داری وگرنه " دست دلت " رو شده ... مرد که باشی باید بشینی و واسه گذشته ایی که خیلی بهتر میتونستی یادش کنی .. سیگار پشت سیگار .. اشک پشت اشک .. نقاب پشت نقاب بکشیو .. بریزیو .. بزنی تو خلوت خودت ... که کسی نفهمه چه غمی داری مرد که باشی باید غماتو پشت خندت .. دل سوزیتو پشت عصبانیت .. غیرتتو پشت فریاد ... و عشقتو پشت نگاه قایم کنی ..
elahenaz
اگر دنیا عدالت داشت مرد هم بکارت داشت
elahenaz
آیا می دانستید افرادی که بنظر خیلی قوی می رسند، معمولاً خیلی حساس هستند و کسانی که بیشترین مقدار مهربانی را به معرض نمایش می گذارند، بیشترین صدمه را دیده اند؟ آیا می دانستید آنهایی که تظاهر می کنند نیازی به عشق ندارند، بیشتر از همه به آن محتاجند؟ اشخاصی که از همه نگهداری می کنند خودشان از همه بیشتر نیازمند مراقبتند و کسانی که زیاد لبخند می زنند ممکن است در زمان تنهایی بیشترین گریه را بکنند.
elahenaz
ترم اول دانشگام بود یه دختره روتو كلاس دیدم بعد كلاس رفتم باهاش صبت كردمو شماره ها رد و بدل شد و دو سال با هم بودیم تا اینكه باهم ازدواج كردیم بعد از یه سال بچه دار شدیم اسمشم گذاشتیم آرمان! چن سال گذشت آرمان ازدواج كرد توله ش به دنیا اومد به من میگفت بابابزرگ خیلی حال میداد لامصب ولی یدفه استاد صدام كرد به خودم اومدم دیدم عــــه؟؟!! هنوز سر كلاسم دختره هم رفته بیرون من ندیدمش! بعد از اونم دیگه ندیدمش...
elahenaz
آبیترین، دریاییترین و آسمانیترین تقدسِ زندگیمان! دستانتان را بوسه میزنیم. روزتان مبارک . ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ در تمام زندگي ام مادرم تنها دليل بودنم بود! روزت مبارك فرشته خلقت !
elahenaz
صبرت که تمام شد، نرو! معرفت، تازه از آن لحظه آغاز می شود... اگر می خواهی مرا ببینی پلکهایت را روی هم بگذار و چشمانت را ببند... من همانی هستم که هیچ وقت مرا ندیدی
elahenaz
نالیدن را چکار کنم؟ داد کشیدن را چکار کنم؟ راستی چاه هم چه نعمتی بود! نیست، آه! ببین که تا کجا محرومم! ببین که به چه چیزها نیاز دارم و ندارم، چه آرزوها دارم و نیست! دکتر شریعتی ( گفتگوهای تنهایی | ص281 )
elahenaz
یکی دلش به صد دل بنده یکی صد دل, به یه دل می بنده .یکی یه دل , به یه دل می بنده و تا اخر پایبنده یکی نمی دونه دلش به کی بنده .یکی هر بار به یکی دل می بنده ...یکی دل می بنده که بخنده یکی هم دلش اکبنده , مونده به کسی دل ببنده یکی هم دلش شکسته و منتظره یه بنده حالا تو دلت شماره چنده؟
elahenaz
salam in sandaliye dagh chetori hast mishe yeki begeee
elahenaz
از زندگی ، از این همه تکرار ، خسته ام از هـای و هوی کوچـه و بازار خسته ام از او کــه گفت یار تو هسـتم، ولی نبود از خود که بی شکیب و بی یار خسته ام تنهـــا و دل گرفتــه و بیــزار و بی امیــد از حـال من مپرس که بسیـار خسته ام
elahenaz
هـرکه رایارگـرفتـیـم بخدا یارنبـود بهـرگلدان دلـم یک گل بی خارنبود ازبـــرای دل مــا دلـبــرودلــدارنبــود هرکه آمد بدلش خاروخسی بود نهان