elahenaz
نالیدن را چکار کنم؟ داد کشیدن را چکار کنم؟ راستی چاه هم چه نعمتی بود! نیست، آه! ببین که تا کجا محرومم! ببین که به چه چیزها نیاز دارم و ندارم، چه آرزوها دارم و نیست! دکتر شریعتی ( گفتگوهای تنهایی | ص281 )
elahenaz
یکی دلش به صد دل بنده یکی صد دل, به یه دل می بنده .یکی یه دل , به یه دل می بنده و تا اخر پایبنده یکی نمی دونه دلش به کی بنده .یکی هر بار به یکی دل می بنده ...یکی دل می بنده که بخنده یکی هم دلش اکبنده , مونده به کسی دل ببنده یکی هم دلش شکسته و منتظره یه بنده حالا تو دلت شماره چنده؟
elahenaz
salam in sandaliye dagh chetori hast mishe yeki begeee
elahenaz
از زندگی ، از این همه تکرار ، خسته ام از هـای و هوی کوچـه و بازار خسته ام از او کــه گفت یار تو هسـتم، ولی نبود از خود که بی شکیب و بی یار خسته ام تنهـــا و دل گرفتــه و بیــزار و بی امیــد از حـال من مپرس که بسیـار خسته ام
elahenaz
هـرکه رایارگـرفتـیـم بخدا یارنبـود بهـرگلدان دلـم یک گل بی خارنبود ازبـــرای دل مــا دلـبــرودلــدارنبــود هرکه آمد بدلش خاروخسی بود نهان