elinaz
قدر یاران قدیمی را بدان ای نازنین ، فرش های کهنه را مردم گران تر می خرند
elinaz
هـــی ... لعنتــــی ... امروز پُر از تنهـــــایی ام اما آمدنت را نمی خـــواهم ...
elinaz
اغلب وقتی امیدت رو از دست می دی و فکر می کنی که این اخر خطه ، خدا از بالا بهت لبخند می زنه و میگه: آرام باش عزیزم ، این فقط یک پیچه نه پایان
elinaz
نیکی و بدی در گهر خلق سرشتست/ از نامه نخوانند مگر آنچه نوشتست
elinaz
یارب به کمند عشق پا بستم کن / از دامن غیر خودتهی دستم کن
elinaz
حرف دلت رو امروز بزن... اگه امروز گفتی اسمش حرف دله .ولی اگه نگفتی فردا میشه... "/درد دل"
elinaz
غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر، من نفهم، آخه شما این رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین
elinaz
جمعی بودیم هوای غم میخوردیم،در فصل گرسنگی به سر میبردیم،چون سیر شدیم دور گشتیم ز هم،ای کاش در آن گرسنگی میمردیم…
elinaz
ببینمت. . . گونه هایت خیس اســـت . . . باز با این رفیق نابابت . . نامش چه بود؟ هان! باران. . . باز با باران ; قدم زدی ؟ هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها . . . همدم خوبی نیست برای درد ها . . . فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکنــــــد