دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

elinaz

سلام خوبی ؟ من که خوبم ! من به دنبال بروبچ فیس فید و آشنا شدن با بروبچ اینجا هستم ....... درباره »
elinaz
زن - مجرد
امتیاز: 2225

دنبال‌شدگان

(636 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(265 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

elinaz
elinaz

قدر یاران قدیمی را بدان ای نازنین ، فرش های کهنه را مردم گران تر می خرند

elinaz
elinaz

شب قراریست که ستاره برای بوسیدن ماه می گذارد و چه زیباست شرم زمین که خودش را به خواب می زند

elinaz
elinaz

اگر تونستی بدون اينکه کسی را لمس کنی ! عاشقش بشی ! اون موقعه ميفهمی ! لياقت عشقو داری!!!!‬

elinaz
elinaz

به ارتفاع ابدیت دوستت خواهم داشت چراغی در دست چراغی در دلم زنگار روحم را صیقل می زنم آئینه ای برابر آئینه ات می گذارم تا از تو ابدیتی بسازم و ترادوست خواهم داشت و تاوان آن هرچه باشد , باشد...‬

elinaz
elinaz

ﺍﺯ ﯾﻪ ﺍﺳﺐ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ ﭼﺮﺍ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺗﻮﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﺳﻮﺍﺭﺕ ﻣﯿﺸﻪ؟ ﺍﻭﻥ ﺍﺳﺐ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﺪﺍﺩ، ﺳﺮﺷﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﮕﻔﺖ ! ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﺪ ﭼﺮﺍ؟؟ ﭼﻮﻥ ﺍﺳﺒﺎ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻦ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻦ ! ﻧﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺍﺷﺘﯿﻦ ﺍﺳﺒﻬﺎ ﺣﺮﻑ ﻫﻢ ﺑﺰﻧﻦ ؟ ﻻﺑﺪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﯽ؟؟

elinaz
elinaz

یه نفر نشسته تمام قانونا رو خونده و به این نتیجه رسیده >> میدونستید بر طبق قانون اگه ۱ مرد با ۱ زن مجرد تصادف کنه و منجر به نقص عضو او بشه باید با او ازدواج کنه؟ فقط هول نشید... خیابون پر ماشینه این ماشین نشد... ماشین بعدی به امید موفقیت!‬

elinaz
elinaz

ببینمت. . . گونه هایت خیس اســـت . . . باز با این رفیق نابابت . . نامش چه بود؟ هان! باران. . . باز با باران ; قدم زدی ؟ هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها . . . همدم خوبی نیست برای درد ها . . . فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکنــــــد

elinaz
elinaz

حرف دلت رو امروز بزن... اگه امروز گفتی اسمش حرف دله .ولی اگه نگفتی فردا میشه... "/درد دل"

elinaz
elinaz

ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ:::>>> ﯾﮏ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺍﺗﻮﺑﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮﺵ ﺭﻭ ﺭﺩ ﮐﺮﺩﻩ… ﻟﺬﺍ ﺑﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﯾﺮﯾﻨﻪ ﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ، ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺭﻭ ﺗﺮﻣﺰ ﻭ ﺑﺎ ﺩﻧﺪﻩ ﻋﻘﺐ،ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﺑﻪ ﻋﻘﺐ! ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺎﻝ ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﻣﯿﮑﻨﻪ… ، ﭘﻠﯿﺲ ﻣﯿﺎﺩ ﻭ ﺍﻭﻝ ﺑﺎ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﯼ ﻓﺮﺍﻧﺴﻮﯼ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﻣﯿﺎﺩ ﺳﺮﺍﻍ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﻪ ﻭ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺁﻗﺎ ﺭﻭ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﮐﻨﯿﻢ، ﺍﯾﺸﻮﻥ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﻣﺴﺘﻪ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺷﻤﺎ ﺗﻮ ﺍﺗﻮﺑﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﺩﻧﺪﻩ ﻋﻘﺐ ﻣﯿﺮﻓﺘﯽ‬

elinaz
elinaz

قانون هایی که نیوتن یادش رفت : قانون صف: اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد. قانون تلفن: اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود. قانون تعمیر: بعد از این که دست‌تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد. قانون کارگاه: اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید. قانون معذوریت: اگر بهانه‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد. قانون حمام: وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد. قانون روبرو شدن: احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می‌یابد. قانون نتیجه: وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد.. قانون بیومکانیک: نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد. قانون تئاتر: کسانی که صندلی آنها از راه‌روها دورتر است دیرتر می‌آیند. قانون قهوه: قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیس‌تان از شما کاری خواهد

elinaz
elinaz

یه میلیاردری بود که توی خونش تمساح نگه میداشت و اونارو گذاشته بود توی استخر پشت خونش ، یه دختر خیلی زیبا هم داشت یه شب یه مهمونی خیلی مجلل میگیره وسطای مجلس پسرای توی مهمونی رو جمع میکنه میگه میخوام یه مسابقه بذارم واستون هر کدوم از شما بتونه این استخر پر از تمساح رو تا ته شنا کنه من یه میلیارد تومن بهش جایزه میدم یا اینکه دخترم رو به عقدش در میارم هنوز جمله آخرش تموم نشده بود که یکی پرید توی آب و تمساحا همه رفتن طرفش اینم با هر بدبختی بود فرار کرد و تا ته آب رو شنا کرد از اونور که اومد بیرون یه چند تا خراش کوچیک برداشته بود فقط میلیاردر که خیلی کف کرده بود گفت : آفرین خیلی خوشم اومد. حالا دخترم رو میخوای یا یک میلیارد تومن پول رو ؟؟؟ پسره میگه : هیچ کدوم ، اون بی ناموسی که منو هول داد توی آب رو میخوام ... )))))))))))‬

elinaz
elinaz

روزی مردِ ثروتمندی به کشیشی میگوید: نمیدانم چرا مردم مرا خسیس میپندارند.کشیش گفت: بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک خوک برایت نقل کنم. خوک روزی به گاو گفت: مردم از طبیعت آرام و چشمان حزن انگیز تو به نیکی سخن میگویند و تصور می کنند تو خیلی بخشنده هستی، زیرا هر روز برایشان شیر و سرشیر میدهی. اما در مورد من چی؟ من همه چیز خودم را به آنها می دهم از گوشت ران گرفته تا سینه ام را. حتی از موی بدن من برس کفش و ماهوت پاک کن درست میکنند. با وجود این کسی از من خوشش نمی آید. علتش چیست؟ میدانی جواب گاو چه بود؟ جوابش این بود: شاید علتش این باشد که "هر چه من میدهم در زمان حیاتم میدهم" مرد ثروتمند گفت : "یعنی من خوکم" کشیش گفت : "ای به مغزت تو آدم بشو نیستی"‬

elinaz
elinaz

عشق چیزی جز شیفتگی نیست،احساسی است که از عمق جان برمیخیزد متوجه نیست که با خیزش خودچه میکند،نیروی غریبی است برتر از همه نیروهای حسی وقت نمیشناسد فرحم نمیکند،از قربانی کردن بشرباکی ندارد وعشق این است...

elinaz
elinaz

من اتفاقی دیوانه ات گشته ام انگار .. درون قافیه نمیگنجم ...

elinaz
elinaz

چقدر صدای تیک تاک ساعت دلخراش است وقتی تو “ یک ثانیه ” هم در کنارم نیستی...

elinaz
Untitled.jpg elinaz

خانم فاطمه چرا خبر های دروغ منتشر میکنی؟؟؟؟ @کاغذ رنگی