elinaz
قدر یاران قدیمی را بدان ای نازنین ، فرش های کهنه را مردم گران تر می خرند
elinaz
می نالم از جدائی ، ای نازنین کجائی ؟ سوزم ز هجرت ای بهترین کجائی ؟ در باغ آرزوها دیگر گلی نمانده ! در حسرت گل هستم ای باغبان کجائی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
elinaz
سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد اگر از شهر غم رفتی مرا هرگز مبر از یاد
elinaz
من به چشمان پر از مهر تو عادت دارم به تو و طرز نگاه تو ارادت دارم عطش حسرت دیدار تو را پایان نیست اشتیاقی است که هر لحظه و هر ساعت دارم
elinaz
در مدرسه زندگی در کلاس دنیا سر زنگ املا ، یادمان باشد برای محبت تشدید بگذاریم تا نیم نمره از محبت ها کم نشود
elinaz
من کویر خسته ام نوئی نم نم بارون دلم برات تنگ شده کجائی ای مهربون
elinaz
باز آمدنم به خدمتت دیر نشد اندیشه مکن دلم ز تو سیر نشد یک موی تو را به عالمی نفروشم تو جان منی ، کسی ز جان سیر نشد
elinaz
دانی که چرا ز میوه ها سیب نکوست نصفش رخ عاشق است ، نصفش رخ دوست
elinaz
همین امروز دوستم بدار شاید فردائی نباشد
elinaz
مهم این نیست که در عشق شکست بخوری مهم این است که در عشقی که به خدا داری شکست نخوری
elinaz
یادت باشه یادتو به یادم میمونه یادی کن که یاد ما هم به یادت بمونه
elinaz
گفتی چو خورشید زنم سوی تو پر چون ماه شبی میکنم از پنجره سر اندوه که خورشید شدی تنگ غروب افسوس که مهتاب شدی وقت سحر
elinaz
غرق ترانه میشوم از نگاه گاه گاه تو / کاش خانه ای بنا کنم در حوالی نگاه تو
elinaz
تک کل واشده ای گفت صبا را عشق است
بلبل آمد به میان گفت صدا را عشق است
گل و بلبل بنشسته به کنار
سنبل آمد بی میان گفت وفا را عشق است
elinaz
دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی / لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی
elinaz
تو در انجا ، من اینجا بی قرارم / دل صبری تو داری من ندارم / به قربون دل صبرت بگردم / به دیدار شریفت انتظارم