چه سخته
چه سخته ساعتها خیره بشی به یک نقطه و کلی فکر کنی ............. اما به هیچ نتیجه ای نرسی
elmira
توسط موبایل در
برای مخاطب
يه وقتايي آدم اينقدر تنهاست که دوست داره يکي صداش کنه حتي اشتباهي...
elmira
توسط موبایل در
برای مخاطب
فکر میکردم نبودنت هستیمو نابود میکنه،ولی حالا بودنت.....میشه نباشی؟؟
elmira
هیچ جز حسرت نباشد کار من / بخت بد بیگانه ای شد یار من
elmira
چه زیبا میشد ........ کسی وقتی بیاید که دیگر قرار نبود بیاید
elmira
خيلي اتفاقي حرفهايي زديم....... خيلي اتفاقي حرفهايي شنيديم.......... خيلي اتفاقي پا به مكانهاي مهمي گذاشتيم.......... خيلي اتفاقي تجربه هاي مهمي بدست آورديم......... خيلي اتفاقي چيزهايي آموختيم........ و خيلي اتفاقي فهميدم كه هيچ كدام اتفاقي نبود.
elmira
نمیتونم ازت رد شم ....... تویی که خوب میتونی....
elmira
به لب هایم مزن قفل خاموشی / که در دل قصه ای ناگفته دارم / ز پایم باز کن بند گران را / کزین سودا دلی آشفته دارم
elmira
روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش / در دامن سکوت به تلخی گریستم / نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها / دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم /........
elmira
او به من دل سپرد و بجز رنج / کی شد از عشق من حاصل او / با غروری که چشم مرا بست / پا نهادم به روی دل او
elmira
باز من ماندم و خلوتی سرد / خاطراتی زبگذشته ای دور / یاد عشقی که با حسرت و دود / رفت و خاموش شد در دل گور