نسترن
زندگی قانون باور ها و لیاقتهاست، همیشه باور داشته باش لایق بهترین هایی .
نسترن
چـــــه به کش به کــــشی شـــــده بی تـــــو بودن را درد می کشــــــــــــــــم با درد فریاد می کشــــــــــــم... فریـــاد از خشـــــم می کشـــــم با خشــــم هم, مثل همیشـــــه سیگــــــار های تلخـــــــــــ ـ ـ ـ را....
نسترن
هیــــــچ ســــــاعتــــــی بــــه درد مــــــــن نمــــــیخورد، لحظــــــه لحظـــــه هایــــم، تـــــو هستــــــی.
نسترن
شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست این شقایق با نگاهی سرد پرپر میشود
نسترن
كاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه فردا نبود كاش بودی تا فقط باور كنی بی تو هركز زندكی زیبا نبود.
نسترن
شایدآن روزكه سهراب نوشت : تا شقایق هست زندگی بایدكرد خبری ازدل پر دردگل یاس نداشت، باید این گونه نوشت هرگلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچك و یاس زندگی اجبار است.
نسترن
هروقت دل کسی رو شکستی روی دیوار میخی بکوب تا ببینی چقدر دل شکستی هروقت دلشان را به دست اوردی میخی را از روی دیوار بکن تا ببینی چقدر دل به دست اوردی اما چه فایده...؟؟ که جای میخ ها بر روی دیوار می ماند
نسترن
برخاک بخواب نازنین،تختی نیست. آواره شدن ,حکایت سختی نیست. از پاکی اشکهای خود فهمیدم . لبخند همیشه راز خوشبختی نیست
نسترن
تو را به جای تمام كسانی كه نمی شناختم دوست می دارم، تو را به جای تمام روزگارانی كه نمی زیستم دوست می دارم، تو را برای دوست داشتن،دوست می دارم
نسترن
آمدی ، چه صادقانه آمدی ، مرا عاشق کردی ... آمدی ، چه عاشقانه آمدی ، مرا دیوانه کردی ... چه زیبا آمدی و لحظه های پر از غم زندگی ام را عاشقانه کردی!
نسترن
به اندازه ی تمام بوسه های بی پاسخی که ماهی به دریا میزنه دوستت دارم . . .
نسترن
این دلاویزترین حرف جهان را، همه وقت، نه به یک بار و به ده بار، که صد بار بگو ! « دوستم داری » ؟ را از من بسیار بپرس ! « دوستت دارم » را با من بسیار بگو ! فریدون مشیری
نسترن
دوستت دارم به اندازه ی پلک هایی که در زمان خیال پردازی هایم زدم و چه بسیار خیالاتی که در ذهن پروراندم . . .
نسترن
چه شغل عجیبی !
شروع هفته تو را می بینم
باقی هفته
به خاموش کردن خودم در اتاقم مشغولم .
از : شمس لنگرودی
نسترن
میخواهم تنهایی را برایت معنی کنم! در ساحل کنار دریا ایستاده ای، هوای سرد، صدای موج، انتظار انتظار انتظار... به خودت می آیی... یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند... نه دستی که شانه هایت را بگیرد، نه صدایی که قشنگ تر از صدای دریا باشد اسم این تنهایی است...
سلوم خانمی
14 سال و 1 ماه و 8 روز و 1 ساعت و 20 دقيقه قبلسلام عزیزم.
14 سال و 18 روز و 12 ساعت و 49 دقيقه قبل