نسترن
زندگی قانون باور ها و لیاقتهاست، همیشه باور داشته باش لایق بهترین هایی .
نسترن
لعنت به همه قانون های دنیا که در آن شکستنِ دل پیگرد قانونی ندارد !
نسترن
هربار که کودکانه دست کسی را می گرفتم ، گم میشدم حالا آنقدر که در من هراس گرفتن دستی است ، اضطراب گم شدن نیست !
نسترن
وی دنیایی که قلبا هر کدوم یه جا اسیرن کاش به فکر اونا باشیم ، که از این زمونه سیرن
نسترن
خــوب ِ مــن ، همین جا درون شعرهایم بمان تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها مرا با خود نبرد به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛ من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم
نسترن
گهگاهی سفری کن به حوالی دلت شاید از جانب ما خاطره ای منتظر لمس نگاهت باشد
نسترن
اولین خنده ز بی دردی بود آخرین گریه ز بی درمانی
نسترن
من ماندم و حلقه طنابی در مشت / با رفتن تو به زندگی کردم پشت بگذار فردا برسد می شنوی / دیروز غروب ، عاشقی خود را کشت .
نسترن
کلاغ جان …قصه من به سر رسید …سوار شو …تو را هم تا خانهات می رسانم
نسترن
همانند پلی بودم برای عبورت
به فکر تخریب من نباش
رسیدی دست تکان بده
من خود فرو میریزم …
.
نسترن
هر سحر آفتاب من بودی
همه شب ها شهاب من بودی
ور شکستم بدون چشمانت
تو تمام حساب من بودی . . .
.
نسترن
قلب کال مـن در فصل دست های تــو می رسـد فصـلی برای تمـــــام رؤیــاها دستــی برای تمـــام فصل ها . . .
نسترن
دل تنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست / در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست
با عشق تو شب را به سحر گاه رسانم / بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست . . .
نسترن
گهگاهی سفری کن به حوالی دلت شاید از جانب ما خاطره ای منتظر لمس نگاهت باشد . . .
نسترن
دیری است ندیده ام من الماس تنت عابــر نشـــدم به کــــوچه یاس تنت تبریز چـــــرا شده است فصل تن تو خـــــواهم برسم به بندر عباس تنت !
نسترن
لبریز غزل بیا همی آهسته / چون آیه بخوان مرا کمی آهسته آهسته مرا رها بکن از سر عشق / تا در تو رها شوم دمی آهسته . . .
سلوم خانمی
14 سال و 1 ماه و 5 روز و 11 ساعت و 37 دقيقه قبلسلام عزیزم.
14 سال و 15 روز و 23 ساعت و 7 دقيقه قبل