حسام(بچه باحال دنبالر)
صبح رفتم تیغ ژیلت فیوژن بخرم ؛ فروشنده گفت : بسته ی چهار تاییش 50 هزار تومن …!!! هیچی دیگه … رفتم رساله رو ورق زدم ، دیدم نوشته : المَحاسِنُ زینَتُ الرَجُل!
حسام(بچه باحال دنبالر)
من جلوی نمایشگاه گل کرج-پارک چمران.
حسام(بچه باحال دنبالر)
[!] ما دهه هفتادیا با این یکی دستمون اون یکی دستمونو میگرفتیم و میگفتیم از آشناییتون خوشحالم!! بعدشم کلی ذوق مرگ میشدیم و تا نیم ساعت تو راهرو خونه یورتمه میرفتیم الان بچه هه ۶ سالشه ازش میپرسم چه خبر از سارا دخدر مهدتون ؟ میگه باهاش کات کردم ...
حسام(بچه باحال دنبالر)
بچه که بودیم با پسر همسایمون خعلی فوتبال بازی میکردیم ... بزرگ شدیم، رفت دانشگاه ... سیبیلشو زد ، فهمیدم دختر بوده ...
حسام(بچه باحال دنبالر)
اون کصافطی که اسم جهان سوم گذاشت رو ما , مطمئنا تا سه بیشتر بلد نبوده بشماره !!!
حسام(بچه باحال دنبالر)
یکی از فانتزیام اینه که : پلیس تو ایست بازرسی ماشینم رو نگهداره ... - بگه اسم ؟ + بگم عباس - بگه نام پدر ؟ + بگم عباس علی - بگه فامیلت چیه ؟ + بگم عباسی . . . . - بگه از کجا میای ؟ + بگم عباس آباد - بگه کجا میری ؟ + بگم بندر عباس پلیسه شاکی شه ! - بگه بی شرف منو سر کار گذاشتی !؟ + بگم نه به حضرت عباس