اميررضا
توسط موبایل
از خنده های ظاهری ام تا ظاهر خنده دار ترم که بگذریم فقر در قامت پانتومیم به ارضای جیب خالی هیچ دلقکی قد نمیدهد، مادامیکه اجتماع همیشه برای درد های خنده دار رژیمی هورا میکشد... یک جای کار دردهای پست مدرن میلنگد، یک جای زخم ها با مرهم جور در نمی آید، تف میکنی به آبروی هرچه که خواستن اش خنده دار تر است. باید بخندانی تا باور جیب خالی ات را عوض کنی، مبادا عذابی را در وجدان اجتماع رزرو کنی، باید آنقدر در جلد خنده هایت فرو روی، گه ایمان بیاوری تو تنها سمبل دردخایی هستی که وجدان جمعی جامعه در تو به ودیعه گذاشته است.
اميررضا
واسه ی چشای خیسم ، به تو مدیونم .... این که از غم می نویسم ، به تو مدیونم .... این که بی جونم و سردم ، این که بی روحم و زردم ... پی آرامشی که بردی و من پی اش می گردم ، .... به تو مدیونم ... به تو مدیونم ، به تو مدیونم
اميررضا
واسه این که از تو دورم ، به تو مدیونم ... واسه کشتن غرورم ، به تو مدیونم ....
اميررضا
خداحافظ همین حالا ، همین حالا که من تنهام ... خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام .... خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید ... به یاد ِ آسمونی که منو از چشم ِ تو می دید .... اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است .... نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است .... خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها .... بدونی بی تو و با تو همین ِ رسم ِ این دنیا.... خداحافظ ...خداحافظ ... همین حالا .... خداحافظ ...
اميررضا
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو....... که این یخ کرده را از بی کسی ...هــــا...... میکنم هر شب...
اميررضا
اقامه می بندم به روی همان احساسی که شکرانۀ عشقت را به سجده افتاد،... مجنونِ بی قراری های من...
اميررضا
توسط موبایل
تو كدوم حادثه گم شد،اون كه از ستاره اومد... اونكه با ورودش آواز،رو لبم دوباره اومد... چه شبي علاقه كم بود،تو كجاي قصه رنجيد... تو كجاي عاشقيا تپشاي منو كم ديد... تو كدوم خط از ترانه،مهربونش نسرودم... من مسبب كدوم غم،تو نگاهش شده بودم... تو كدوم وقت نوازش،بين بوسه وقفه افتاد... عطر خوب تنو كي ديد،تو نفس كشيدن باد... داغي هميشه من تو كجاي شعله شد سرد... باعث كدوم شكنجم،كه به گريه ترك من كرد... من مصلوب شكستن،مجرم كدوم گناهم... تو كدوم حادثه گم شد،اونكه امن به نگاهم.
اميررضا
چشماتو ببند آروم دستاتو به من بسپار .... فرصت بده عاشق شم لبخند بزن یکبار .... از وقتی طلوع کردی، غرقم تو هوای تو ... فرصت بده این خورشید پرپر شه به پای تو... آغوش تو دنیام نازدونه گل بادوم ... سرمامو تحمل کن، آروم بخواب آروم.... با تو همه تکراره بیداریه آتیشم... اما بدون تو هر ثانیه کم میشم....
اميررضا
زیادی صاف نباش چون ادمها تو جاهای صاف زیادی ویراژ میدن.....
اميررضا
دختری پرسید : چرا تا مرز دیوانگی عاشق کسی میشوم در حالی که میدانم در نهایت به اون نمیرسم؟ ..... مرد جواب داد: به من بگو چرا زندگی میکنیم در حالی که میدانیم در آخر می میریم؟؟ .... هیچی دیگه دختره هم زد تو دهنش گفت سوال منو با سوال جواب نده ...
غصه ؟ من؟
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 24 دقيقه قبل توسط موبایلگفتم اشتباه شده ها
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 21 دقيقه قبل توسط موبایل
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 19 دقيقه قبل توسط موبایلبا سرعت مناسب از كوچه علي چپ عبور كنيد
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 17 دقيقه قبل توسط موبایلانقدر غمو دیدم برای من شخصا دیگه کلمشم خنده دار شده
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 10 دقيقه قبل