•▪●۩ اسی ۩●▪•
آن زمان تنهايی را با تمام وجود حس می کنی. و چه غم انگيز است تنهايی
•▪●۩ اسی ۩●▪•
آن زمان که در کوچه پس کوچه های تاريک زندگی ات تک ستاره ای فا نوس راهت نيست،
•▪●۩ اسی ۩●▪•
آن زمان که هيچ کس صدای فرياد های بی صدايت را نمی شنود،
•▪●۩ اسی ۩●▪•
چه سخت است آرام و بی صدا در درون خود شکستن و چه عجيب است زندگی−همان کودکی که ما را بسان عروسکی بازيچه خود قرار داده
•▪●۩ اسی ۩●▪•
چه تلخ است خنده آن زمان که می خندی تا گريه هايت را پنهان کنی
•▪●۩ اسی ۩●▪•
چه غم انگيز است بار سختی ها را به تنهايی به دوش کشيدن و رنج ها را در سکوت و انزوای محض گريستن.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
محبت را وقتی اموختم که کودکی خورشید نقاشیش را سیاه رنگ کرد تا پدر کارگرش از گرمای ان نسوزد
•▪●۩ اسی ۩●▪•
دستت را به من بده از اتش بگذریم انان که سوختند همه تنها بودند (زرتشت)
•▪●۩ اسی ۩●▪•
هرگز به کوچه بن بست ناسزا نگو رنج بن بست بودن برای کوچه کا[!]ت .
•▪●۩ اسی ۩●▪•
دل به لبخند حرامی مسپار دزد را دوست مخوان چشم امید بر ابلیس مدار دیو خویان پلیدی که سلیمان رویند همه گوهر شکنند. دیو کی ارزش گوهر داند