دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

faafaa

چترم باز باشد یا بسته ؟؟؟؟؟؟؟فرقی نمیکند.....بی دوست همیشه خیس بارانم................ درباره »
faafaa
زن - متاهل
امتیاز: 5045

دنبال‌شدگان

(554 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(496 کاربر)

گروه‌ها

(110 گروه)

بازدید

faafaa
faafaa

لعنتى تمــــــام اين مدٓت دل داشتى و حكم لازم نكردى ....؟؟؟ .........

faafaa
faafaa

سلام.........................خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

faafaa
faafaa

همگی شب خوش.................مواظب خودتون باشید...................بای بای..........

faafaa
faafaa

بزرگتر که شدیم مدادهایمان هم به تکامل رسیدند شدند خودکارهایی بی رحم تا یادمان بدهند *هر اشتباهی پاک شدنی نیست*..............

faafaa
faafaa

هميشه در گوشم ميگفتي: خيالت تخت، من وفادارم و من چه ساده لوحانه خيالم را تختي كردم براي عشق بازي تو با ديگري.....................

faafaa
faafaa

به من عشق تعارف نکنید......... قبلا صرف شده ..........به دستانم فندکی، کبریتی، سنگ آتش زنه ای برسانید.......... تا برای هضم عشقم ............سیگاری آتش بزنم............

faafaa
faafaa

تو دوره اى كه همه ميخوان خاص باشن....... ، تو عادى باش........... اينجورى خاص ترين آدمى!..............به نظرتون امکانش هست؟..............

faafaa
faafaa

لعنتى تمــــــام اين مدٓت دل داشتى و حكم لازم نكردى ....؟؟؟................

faafaa
bent4.jpg faafaa

عزیزم.............الهی....................

faafaa
faafaa

راهی نیست..... حتی...، بی راهه ای..... بر هیچ نقشه ای.... ایستاده در بر هوت...... ... پرنده ای...، بر تک نهالی لرزان نشست..... شبی ماند..... در اطراف نگریست.... و...، فردا رفت...... ... ایستاد ه ام.. با زخمی برسینه........ قسم خورده ام ، که تا آخر بمانم......... سالی دیگر........... خواهد آمد و باز...، خواهد رفت........... و سال های بعد...... و در خت ایستاده در بر هوت را نخو اهد دید........... راهی نیست....... حتی...، بی راهه ای... بر هیچ نقشه ای............ بر هیچ...، قلبی...............

faafaa
faafaa

زن ملا مشغول پر کندن چند مرغ بود. گربه ای آمد و یکی از مرغ ها را قاپید و فرار کرد. زن فریاد زد: ملا، گربه مرغ را برد. ملا از توی یکی از اتاق ها با صدای بلند گفت: قرآن را بیاور! گربه تا این را شنید مرغ را انداخت و فرار کرد.. گربه های دیگر دورش جمع شدند و با افسوس پرسیدند: تو که این همه راه مرغ را آوردی چرا آنرا انداختی؟ ...گربه گفت: مگر نشنیدید گفت قرآن را بیاور؟ گربه ها گفتند قرآن کتاب آسمانی آنهاست به ما گربه ها چه ربطی دارد؟ گربه گفت اشتباه شما همین جاست ملا می خواست آیه ای پیدا کند و بگوید از این به بعد گوشت گربه حلال است و نسل مان را از روی زمین بردارد .............

faafaa
faafaa

حقیقته به خدا.................دیدگاه.........

faafaa
faafaa

آیا می دانستید که گاهی به هم می رسیم و می گوییم 120 سال زنده باشی یعنی چه و از کجا آمده؟ برای چه نمی گوییم 150 یا 100 سال یا .............

faafaa
faafaa

امروز..... چیزی جز دلتنگی..... روی دلم سنگینی نمی کند....... چیزی جز...، چشمهای گریان...... چیزی جز...، غبار غم....... چیزی جز...، واژه ها....... خیلی وقت است، که چیزی جز دلتنگی........ سراغم نمی آید......... و من....... با این همه دلتنگی...، فقط تورا دارم........ اشک های گرمم...، گونه های سردم را.......... گرما می بخشد......... کوله بار دلتنگی هایم را.......... به دوش می کشم............ و می خواهم...، آن را برای تو باز کنم........... فقط برای تو.........

faafaa
faafaa

شادی ، پروانه ایست که هرچه تقلا کنی نمی توانی آن را شکار کنی ......... باید آرام باشی تا روی شانه ات بنشیند ...