faafaa
شما یادتون نمیاد خط کشهائی که محکم می زدیم رو مچ دستمون دستبند می شد !................
faafaa
شما یادتون نمیاد..................
faafaa
شما یادتون نمیاد...........این بازیو ..........پی پی پینوکیو پدر ژپتو، گُ گُ گُربه نره روباه مکار ! ..................
faafaa
شما یادتون نمیاد........، یه زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست بدیم، .......بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده .......بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم .....و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با دست نشون میدادیم)............ و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم !...........
faafaa
شما یادتون نمیاد..............
faafaa
شما یادتون نمیاد..............
faafaa
شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم ! ............................
faafaa
شما یادتون نمیاد.........................
faafaa
شما یادتون نمیاد، قرآن خوندن و شعار هفته (ته کتاب قرآن) سر صف نوبتی بود برای هر کلاس، بعد هر کس میومد سر صف میخواست با صوت بخونه........................
faafaa
شما یادتون نمیاد، .............خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون،...... تو کتاب تعلیمات اجتماعی !..........
faafaa
شما یادتون نمیاد: انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه !.....................
faafaa
شما یادتون نمیاد:....... به نام الله پاسدار حرمت خون شهدا، شهدایی که با خون خود درختان اسلام را آبیاری کردند.... این مقدمه همه انشاهامون بود !........
faafaa
شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه ! ........
faafaa
شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن ! ...............