حسین جان..............................آقا جان ...........................دوستای زیادی دارم................................اما هیچکی مثل تو نبود.................................خیلی دیوانتم آقا.................................آخه تو بودی که من رو حسینی کردی
خدایا.....................................خدا یا دوست ندارم ناراحتیت رو ببینم.............................وقتی میبینم دیگه طاقت ندارم تو این دنیا زندگی کنم
کاش اینقدر که مردم مشتاقانه....................................مشتاقانه منتظر دیدن دونگ ئی بودن.......................................اینقدر هم منتظز دیدن امام زمان بودن.............................اونوقت دیگه میومد
تو اروپا و آمریکا اسمش رو گذاشتن طرح ریاضت اقتصادی.................................تو ایران هم اسمش رو گذاشتن (یارانه)....................................یارانه...........................
مردم دارن از گشنگی میمیرن..............................اونوقت دنبال توجه به مذهب مردم هستن..............................فکر کنم یادشون رفته یه ضرب المثلی هست که میگه....................فقر که از پنجره بیاد ایمان از در میره..............................بیار حقه مردم رو بده.........................خودش ایمانش رو قوی میکنه
@meysam ...........................خیلی وقته بهت خطاب نزدم......................................بی دلیل دوستت دارم................................تا تقض کنم قانونی را که دلیل می طلبد
هي با خود فکر مي کنم ، چگونه است که ما ، در اين سر دنيا ، عرق مي ريزيم و وضع مان اين است و آنها ، در آن سر دنيا ، عرق مي خورند و وضع شان آن است! .... نمي دانم ، مشکل در نوع عرق است يا در نوع ريختن و خوردن
قرآن ..................................من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام . یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته، یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟