و من قدر خود را بزرگتر از آن می دانم كه محبت خويش را از كسی دريغ كنم. حتی اگر آن كس محبت مرا درك نكند و به خيال خود سؤاستفاده نمايد. من بزرگتر از آنم كه به خاطر پاداش محبت كنم، يا در ازاء عشق تمنایی داشته باشم. من در عشق خود می سوزم و لذت می برم. اين لذت بزرگترين پاداشی است كه ممكن است در جواب عشق من به حساب آيد ...... " #شهید#مصطفی#چمران "
ميگويند دل به دل راه دارد ... وقتي تو گريه ميكني و من ميخندم ! وقتي تو دعا ميكني و من گناه ... وقتي تو به جاي ما ندبه ميخواني و من به جاي خودم هم نماز نميخوانم... دل من به تو راه دارد يا دل تو به دل من ؟!
شخصی به یكی از خلفای دوران خود مراجعه و درخواست كرد، تا در بارگاه او به كاری گمارده شود.
خلیفه از او پرسید: قرآن میدانی؟
او گفت: نمیدانم و نیاموختهام.
خلیفه گفت: از به كار گماردن كسی كه قرآن خواندن نیاموخته است، معذوریم.
مرد بازگشت و به امید دست یافتن به مقام مورد علاقهی خود، به آموختن قرآن پرداخت.
مدتی گذشت، تا این كه...
از بركت خواندن و فهم قرآن به مقامی رسید كه دیگر در دل نه آرزوی مقام و منصب داشت و نه تقاضای ملاقات و دیدار با خلیفه.
پس از چندی،خلیفه او را دید و پرسید:
«چه شد كه دیگر سراغی از ما نمیگیری؟»
آن آزادمرد پاسخ داد:
«چون قرآن یاد گرفتم، چنان توانگر شدم كه از خلق و از عمل بینیاز گشتم».
خلیفه پرسید:
«كدام آیه تو را این گونه بینیاز كرد؟»
مرد پاسخ داد:
«مَن یَتّقِ اللّه یَجعَل لَهُ مَخرَجاً وَ یَرزُقهُ مِن حَیثُ لایَحتَسِب ؛ هر كس از خدا پروا بدارد و حدود الهی را رعایت نماید، خدا برای بیرون شدن او از تنگناها، راهی پدید میآورد و از جایی كه تصور نمیكند، به او روزی میرساند و نیازهای زندگیاش را برطرف میسازد». (سوره طلاق، آیات 2 و 3)
ابوسعید را گفتند: كسی را میشناسیم كه مقام او آن چنان است كه بر روی آب راه میرود. شیخ گفت: كار دشواری نیست؛ پرندگانی نیز باشند كه بر روی آب پا مینهند و راه میروند. گفتند: فلان كس در هوا میپرد. گفت: مگسی نیز در هوا بپرد. گفتند: فلان كس در یك لحظه، از شهری به شهری میرود. گفت: شیطان نیز در یك دم، از شرق عالم به مغرب آن میرود. این چنین چیزها، چندان مهم و قیمتی نیست. مرد آن باشد كه در میان خلق نشیند و برخیزد و بخسبد و با مردم داد و ستد كند و با آنان در آمیزد و یك لحظه از #خدای غافل نباشد. [لينک]
#خدایا ما را #همّتی عطا فرما تا #همّت شویم چرا که #همّت#همّت کرد تا #همّت شد. جنگ ما انبار آذوقه ای پر بود برای کسانی که برای جمع آوری آذوقه #آخرت آمده بودند.
"بگذارید بگویند #حکومت دیگری بعد از #علی (ع) بود به نام #حکومت#خمینی ، که با هیچ ناحقی نساخت تا سرنگون شد ما از سرنگونی نمی ترسیم از#انحراف می ترسیم." #شهید پیچک