دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
زن - مجرد
امتیاز: 3285.05

دنبال‌شدگان

(554 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(420 کاربر)

گروه‌ها

(88 گروه)

بازدید

ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

برگ در انتهاي زوال مي افتد و ميوه در انتهاي كمال ! بنگر كه چگونه مي افتي ؟ برگي زرد يا سيبي سرخ ...

ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

آقاي منادي و UZaRsiPh متشكرم از كمكتون . بالاخره موفق شدم ... UZaRsiPh راست مي گفتيد Mozilla Firefox خيلي بهتره . بازم ممنون .

ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
توسط موبایل

سلام ، دوستان يه سوال داشتم . من كلي تلاش كردم تا بتونم يه آواتار براي خودم بذارم اما نتونستم متوجه بشم دقيقاً به كدوم قسمت بايد برم . اگه ميشه راهنماييم كنيد . ممنون .

ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
توسط موبایل

سردار جاوید نشان حاج احمد متوسلیان///برای تهیه مهمات برای عملیات ، حتماً می بایست حاج احمد متوسلیان را می دیدم . به طرف اتاق حاج احمد حرکت کردم . در اتاق باز بود . اما خودش نبود . یکی از برادرها گفت : گرچه مطمئن نیستم ولی فکر می کنم بدانم کجاست . به طرف دستشویی رفتیم . درست حدس زده بود . حاجی سطل به دست ، دستشویی ها را نظافت می کرد . داغ شدم . آن برادر دوید جلو تا سطل را بگیرد . حاج احمد یک قدم عقب کشید و همین طور که مشغول کار بود ، گفت : یادت باشد ، فرمانده در موقع جنگ ، برادر بزرگتر همه حساب می شود و در بقیه مواقع کوچکترین آنها .

این ارسال را بازنشر کرده است.
ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
توسط موبایل

عشق یعنی استخوان و یک پلاک// سالها تنهای تنها زیر خاک