محسن
میروم تا دمه میخانه کمی مست کنم جرعه بالا بزنم انچه نبایست کنم برود هرکه دلش خواست شکایت بکند شهر باید به منه الکلی عادت بکند
آرمان Porphan
خـــــــــــــــدایـــــــــــــــــــــا .... خـــیـــلـــی هـــا دلـــمــــو شـــکـــســــتــــن... شـب بـیـا بـریـم سراغشون من نـشـونـت مـیـدم... تـــــو بــبـــخــشــشــون ...
farnaz.kh
دخترک برگشت چه بزرگ شده بود پرسیدم : پس کبریتهایت کو ؟ پوزخندی زد . گونه اش آتش بود ، سرخ ، زرد ... ......... گفتم : می خواهم امشب با کبریتهای تو ، این سرزمین را به آتش بکشم ! دخترک نگاهی انداخت ، تنم لرزید ... گفت : کبریت هایم را نخریدند سالهاست تن می فروشم ...
mohammad
به ما دروغ می گفتند که:......... خواستن توانستن است............ گاهی خواستن داغ بزرگی است،........... که تا ابد بر دلت می ماند....
محسن65
می ترسم بعد از این همه انتظار هر دو با هم بیایید ؛ تو و فراموشی!...
آره . کلاه و این حرفا . ولی تابستون که نمیشه !
13 سال و 16 روز و 23 ساعت و 29 دقيقه قبلمیشه ریش سیبیل مصنوعی بذار
13 سال و 16 روز و 23 ساعت و 11 دقيقه قبلهاااان ! اینم راه حلیه واس خودش !
13 سال و 16 روز و 23 ساعت قبلپ جمعه میام دنبالت
13 سال و 16 روز و 15 ساعت و 11 دقيقه قبلbashe
13 سال و 16 روز و 15 ساعت و 6 دقيقه قبل