دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

farnaz.kh

farnaz.kh
زن - مجرد
امتیاز: 3631

دنبال‌شدگان

(765 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(406 کاربر)

گروه‌ها

(13 گروه)

بازدید

farnaz.kh
farnaz.kh

چه قصه ای نوشتند برای ما...نه کلاغی در کار است...نه پایانی دارد...هنوز زیر گنبد کبود سرگردانیم...

farnaz.kh
farnaz.kh

@سامره زمانی متولد میشویم که متحول شویم...زاد روز بودنت خجسته.

farnaz.kh
farnaz.kh

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند....گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند.... راستی: در میخانه که باز است!!!!! چرا حافظ گفت "دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند"؟؟؟؟؟؟

farnaz.kh
farnaz.kh

تفاوت :پس شاخه‌های یاس و مریم فرق دارند آری! اگر بسیار اگر کم فرق دارند شادم تصور می‌کنی وقتی ندانی لبخندهای شادی و غم فرق دارند برعکس می‌گردم طواف خانه‌ات را دیوانه‌ها آدم به آدم فرق دارند من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان با این حساب اهل جهنم فرق دارند بر من به چشم کشتة عشقت نظر کن پروانه‌های مرده با هم فرق دارند ...

farnaz.kh
farnaz.kh

رگم را بخاطرش زدم...بی معرفت از بغلم رد شد و گفت:فقر چه کارهایی که نمی کند!!!!

farnaz.kh
farnaz.kh

نسل ما...با سیگار و کدئین و پروفن بیشتر خوابیده تا معشوقش...

این ارسال را بازنشر کرده است.
farnaz.kh
farnaz.kh

@✿°๐مـﮩﭟـاب๐°✿ .مهتاب جونم.رفیق قدیمی باز خدا خیرت بده تو اینجا هستی پستهای من و لایک کنی و الا با خودم میگفتم ینی نوشته هام انقد چرتن؟؟؟؟؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
farnaz.kh
farnaz.kh

پینوکیو کجایی؟؟ یادت بخیر!!!!!اینجا هر روز دماغ ها کوچکتر میشود و دروغ ها بزرگتر...

farnaz.kh
farnaz.kh

حالا که این قصه به پایان میرسد ...بی رودر بایستی!!!!! شما هم در قتل من دست داشتید.

farnaz.kh
farnaz.kh

صبور تر که میشوم...دنیا پرو تر میشود..

farnaz.kh
farnaz.kh

اگر یادتان بود و باران گرفت...دعایی هم به حال بیابان کنید..

farnaz.kh
farnaz.kh

گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی کو رفیق رازداری! کو دل پرطاقتی؟ شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتی تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد غنچه‌ای در باد پرپر شد ولی کو غیرتی؟ گریه می‌کردم که زاهد در قنوتم خیره ماند دورباد از خرمن ایمان عاشق آفتی روزهایم را یکایک دیدم و دیدن نداشت کاش بر آیینه بنشیند غبار حسرتی بس که دامان بهاران گل‌به‌گل پژمرده شد باغبان دیگر به فروردین ندارد رغبتی من کجا و جرأت بوسیدن لب‌های تو آبرویم را خریدی عاقبت با تهمتی‌

farnaz.kh
farnaz.kh

کاش خدا کمی صبر میکرد...هنوز اماده نبودم برای بزرگ شدن....

farnaz.kh
farnaz.kh

با علی در "بدر" بودن شرط نیست...ای برادر "نهروان" در پیش روست...

farnaz.kh
farnaz.kh

اینجا هنوز هم یادت هست..هنوز هم یادت مهربان تر از خود توست...راستی:..."یادت بخیر"...