درناکجا آباد دنیا ....در شهر مترسک های مرده........ ستاره ها به دنیا می آمدند .......انها میخندیدند میرقصیدن..... آنها فرشته هایی داشتند...... ستاره ها با شبنم های پاکی فرشته ها غسل داده میشدند ولی .. یواش یواش آرام آرام...... آغوش های کثیف موشهای فاضلابی شهر........... آدمک های بی جان کشور......... ستاره ها رو بی فروغ کردند..... آنهارا کشتند و کور کردند... ستاره ها دگر نمیخندیدند نمیرقصیدند نمیخواندند شراب شاد نمینوشیدند چون ... چون فرشته ها رفتند فرشته ها رفتند و ستاره ها کور شدند
می گویند ساده ام .... میگویند تو مرا با یک جمله.... یک لبخند به بازی میگیری میگویند ترفندهایت,شیطنت هایت و دروغ هایت را نمی فهمم... میگویند ساده ام.... اما تو باور نکن.... من فقط دوستت دارم....همین!!! و انها این را نمیفهمند....!!
#خدایا گاهی از این پهلو به اون پهلو بشو بدونم هنوز بیداری ... ... این تنها بغض من نیست فریاد خاموش نسلی است که پدرانشان روزی با پیامبرِ تو به کشتی شدند از ترس غرق شدن ... اتفاق بزرگی نیفتاده برداشتهایِ ما از "غرق شدن" و " نجات یافتن" متفاوت است کاش میشد "زندگی" را ... حتی یک بار " تجربه" میکردی خدایا.....
ادم تا میاد زندگی بفهمه باید بمیره خو...
14 سال و 1 ماه و 10 روز و 12 ساعت و 32 دقيقه قبلdg mord dg atousa/raha khanom bale bale
14 سال و 1 ماه و 10 روز و 12 ساعت و 30 دقيقه قبل
14 سال و 1 ماه و 10 روز و 12 ساعت و 28 دقيقه قبلروحش شادو یادش گرامی باد
14 سال و 1 ماه و 10 روز و 10 ساعت و 32 دقيقه قبل
14 سال و 1 ماه و 9 روز و 18 ساعت و 35 دقيقه قبل