آروین
تنم داغِ خواستن است هنوز مادرم می گفت : خاک ، سرد است انسان ، فراموشکار است مادرم دروغگوی خوبی بود .. درد میفهمی یعنی چه ؟! نه نمیفهمی بکوب ، همه در ها را پشت سرت بکوب و برو
آروین
سلام به همه به همه اونایی که هستن ونیستن واونایی که نیستن ولی هستن همه بد اخلاقا همه مهربونا همه اونایی که دوسم دارن وهمه اونایی که میخوان سر به تنم نباشه...سلام سلام
آروین
يكي من را به تخت ببندد... مي خواهم زندگي را ترك كنم...
آروین
التماس مال دیروز بود... مال وقتی که بچه بودیم امروز... ... ... می خواهی بروی؟ خوب برو...... خداحافظ.
آروین
گاهی خیال میکنم روی دست خدا مانده ام.... خسته اش کرده ام!!!..... خودش هم نمی داند با من چه کند
آروین
گم شده ام جایی میان فراموشی های تو! گاهی... تنها گاهی بیا و پیدایم کن...
آروین
هیچ وقت دوستانتان را قربانی نکنید بفروشیدشان ، مقرون به صرفه تر است !
آروین
نه به ديروزهايي كه بودي فكر مي كنم نه به فرداهايي كه شايد بيايي! مي خواهم امروز را زندگي كنم... خواستي باش... نخواستي نباش...!
آروین
اتفاقیـــــ پــ ــا روی مینـــ قلبــ ــم گذاشتــ ــی دور نشـــ ــو خیالــ رفتن کــهــ کنیـــ هــ ــردو باهمـــــ متلاشــ ــی می شویــ ــمـــــ.
آروین
کـنــارم گـــذاشـتـــی ؛ کــه تــلــخــــم کـــنـــی ... ! شــرابــی شــدم نــاب ، حـالا خــمــاری ام را مـیـکـشـی ... !!..
آروین
به سلامتی اونی که واسه رفتنش گریه کردی اون رفت واسه رفیقاش تعریف کرد باهم خندیدن
آروین
به سرنوشت بگوييد...... اسباب بازي هايت بي جان نيستند.. آدمند.. مي شكنند.. آرام تر...!
آروین
همه ی نیمکت های پارک دو نفرَن... بیخیال، رویِ چمن میشینم ...
ببخشید داداش در نبود سر خودم رو کوبیدم به دیفال
14 سال و 9 ماه و 6 روز و 19 ساعت و 41 دقيقه قبلعلیرضا اینا رو ولش کن فلکه رو بستی یا نه...
14 سال و 9 ماه و 6 روز و 19 ساعت و 38 دقيقه قبلسلام آقای بخشوده بنده به این گروه های در پیتی افتخار پست گذاشتن نمیدم
دادا نمیبستم که الان دور از جون باید فاتحه
14 سال و 9 ماه و 6 روز و 19 ساعت و 36 دقيقه قبلخوبه علی جون فدای معرفتت 1دونه ای خوب دیگه لوس نشو
14 سال و 9 ماه و 6 روز و 19 ساعت و 32 دقيقه قبل
14 سال و 9 ماه و 6 روز و 19 ساعت و 28 دقيقه قبل