سپهر
خیابانهای تنهایی ، دلی ولگرد می خواهد و آوازم بدون تو ، سکوتی سرد می خواهد برایت مرده بودم تا ، برایم تب کند قلبت ولی حتی نپرسیدی “دلت همدرد می خواهد ؟”
سپهر
کسانی در زندگی سرافراز و آسوده خواهند زیست که در زندگی به ندای وجدان درونی خویش گوش فرا دهند و آن را ارج نهند . زیرا وجدان درونی همه انسانها آنها را به سوی کردار نیک رهنمایی میکند
سپهر
کف کردم بــــــــرا عجب آخر هفته دل گیری شد ....
سپهر
دوست دارم یه سنگ بردارم و روی اون بنویسم:دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توی سرت تا بفهمی که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناکه
سپهر
خیانت خیانت واژه ی تلخی ست ، حقیقتی زهرآگین… فرود دشنه، پی در پی ، بر پیکره ی دوستت دارمها… هرگز تبرئه ای نیست… آنکه را که چنین به کشتن قلب آهنگین عشق
سپهر
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
سپهر
اینجا در دنیای من گرگها هم افسردگی مفرط گرفته اند دیگر گوسفندی نمی درند، به نی چوپان دل می سپارند و آواز گریه سر می دهند
سپهر
چه زخم هایی بردلم خورد؛ تا یــــاد گرفـــتم… که هیــچ نـــــوازشی، بـــــــــی درد نیست . .