فرهاد
سلامتی همه مادرا ... به سلامتی مادر گفتم مادر! ... گفت: جانم گفتم درد دارم! ... گفت: بجانم گفتم خسته ام! ... گفت: پریشانم گفتم گرسنه ام! ... گفت : بخور از سهمِ نانم ... ... گفتم کجا بخوابم! ... گفت: روی چشمانم اما یک بار نگفتم: مادر من خوبم شادم...! همیشه از درد گفتم و از رنج.....!
فرهاد
دقت کردین تو سریال های ایرانی شب که میشه زن و شوهر شب اول عروسی دعواشون میشه و مرده میره رو کاناپه میخوابه ، فرداشم زنه میره آزمایشگاه میگن بارداری!!!! به این روش میگن گرده افشانی کردن!!!
فرهاد
بين ایرانی ها يه مسابقه مهارت شمشير زني ميذارن . بعد از مسابقه خبرنگار با سه نفر اول مصاحبه می کنه .... اول ميره سراغ نفر سوم: شما چي شد که نفر سوم شدي ؟ نفر سوم یه مگس رو تو هوا با شمشير دو نصف ميکنه ..... خبرنگاره ميره سراغ نفر دوم . نفر دوم هم یه مگس به خبرنگار نشون ميده با شمشير تو هوا دوتا بالشو میزنه .... خبرنگار هاج و واج مي مونه که نفر اول چه شاهکاريه ؟ به نفر اول که غضنفر بوده ميگه شما چه مهارتي نشو ن دادي؟ غضنفر يه مگس نشونش ميده با شمشير تو هوا مگس رو ميزنه...مگسه اول ميفته زمين بعد بلند ميشه دوباره پرواز ميکنه... خبرنگارمیگه ...اين که رفت! غضنفر میگه رفت ... ولی دیگه هیچوقت بچه دار نمیشه .... زده مگسه رو ناکار کرده
فرهاد
بزرگترین افسوس آدمی این است که حس می کند می خواهد اما نمی تواند و به یاد می آورد زمانی را که می توانست اما نخواست

14 سال و 5 ماه و 14 روز و 19 ساعت قبلبای داداش!
14 سال و 5 ماه و 14 روز و 18 ساعت و 52 دقيقه قبل