madmazel nazi
تمام خیابان را لِی لِی می کنی و من در ابتدای آن ماتم برده . . تو پاهایت را به یک کفش کرده ای ..... که بری ...... من مرغم یک پا دارد که بر می گردی ... من سکوت می کنم و تو زیر پایم سبزه می کاری ... . . حالا مدتهاست با آفتاب به ابتدای جاده می آیم و با ماه به انتهای سکوت! آنقدر که کم کم مرغم پادر می آورد که انگار بر نمی گردی!
madmazel nazi
ه یک دانشجو گفتم fb دارین ؟ بـا اعتماد به نفس کامل گفت منظورتون bf هست دیگه ؟ الان به عمق سخن امام راحل پی می برم که فرمود امید من به شما دبستانی هاست
madmazel nazi
به سلامتی ۳ یار : غــــــــــــــــــم فَــــــــــــــــندک ســــــــــــــــــیگار …
madmazel nazi
آرزوهاتو یه جا یادداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه ؛ خدا یادش نمیره ولی تو یادت میره که چیزی که امروز داری ؛ دیروز آرزوش کردی !