فرزاد
گرچه از فاصله ی ماه ز من دورتری ولی انگاه همین جا و همین دور و بری ماه می تابد و انگار تویی می خندی باد می آید و انگار تویی می گذری . . .
فرزاد
در دل دردیست از تو پنهان که مپرس تنگ آمده چندان دلم از جان که مپرس با این همه حال و در چنین تنگدلی جا کرده محبت تو چندان که مپرس . . .
فرزاد
در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟ تنگ است دلم، قوت فریاد کجایی؟ با آنکه ز ما یاد نکردی.. ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی؟
فرزاد
اگه زندگیم در یه کاسه آب خلاصه می شد
اونو بدرقه راهت می کردم . . .
فرزاد
.
عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود
جوینده ی عشق بی عدد خواهد بود
فردا که قیامت آشکارا گردد
هرکس که نه عاشق است رد خواهد بود . . .
فرزاد
باز هم از یاد تو ، شعله به پا خواسته / آتش سرخش ز نور ، قلب من آراسته زردی روی مرا ، نیک تماشا نما / شمع وجود من از دوری تو کاسته . . .
فرزاد
قلبم فدای عزیزی که دنیایی از دلتنگی را به امید یه لحظه دیدنش به جان میخرم
فرزاد
زندگی چیدن سیبی است که یاید چید و رفت زندگی تکرار پاییز است که باید دید و رفت زندگی رودی است جاری هر که آمد کوزه ای شادمان پر کرد و مشتی آب نوشید و رفت قاصدک ? این کولی خانه بدوش روزگار کوچه گردیهای خود را زندگی نامید و رفت . . .
فرزاد
باز هم از چشمه لبهای من/تشنه ای سیراب شد سیراب شد باز هم در بستر آغوش من /رهروی در خواب شد در خواب شد (فروغ) .
فرزاد
با نگاهی هرس کن علف های هرز دلتنگی ام را . . .
فرزاد
هر لحظه در کنار منی عاشقانه تر با قلب عاشق و بدنی عاشقانه تر تکرار شو حوالی دستان خسته ام شاید مرا رقم بزنی عاشقانه تر . . . .
فرزاد
آنکه باید بسوزد و بسازد منم / آنکه دائم بی تو میسوزد منم آنکه آتش زد به قلب من تویی / آنکه خاموش است و میسوزد منم . . .
فرزاد
نه سرو و نه باغ و نه چمن می خواهم
نه لاله نه گل نه نسترن می خواهم
خواهم ز خدای خویش کنجی خلوت
من باشم و آن کسی که من می خواهم . . .
فرزاد
۱ دونه دوست دارم چون یدونه ای ، دو تا دوست دارم چون دومیت وجود نداره صد تا دوست دارم چون تا صد ساله دیگه هم که بگردم ، مثل تو را پیدا نمی کنم .