farzad
دیشب در خاب خدا در گوشم گفت:تورا چه به عشق... ؟گفتم چرا؟گفت تو خابی و عشقت در اغوش دیگری.......خندیدم و گفتم،خدایا این مخلوق توست،شاید تو در خابی،خبر از رسم دنیا نداری.....؟
farzad
منو دور زدی ببینم میتونی خودتم دور بزنی
farzad
یاور همیشه مومن؛تو برو سفر سلامت(داریوش)یدونه باشه نمونه باشه
farzad
حکایت رفاقت؛حکایت همون سنگای کنار ساحل!!!اول یکی یکی جمعشون میکنی؛بهد پرتشون میکنی تو دریا؛اما بعضی وقتا ی سنگای قشنگ و قیمتی گیرت میاد که نمیتونی پرتشون کنی........
farzad
رو تنه درخت در خونمون نوشتم رفاقت زیباست؛پیرمردی دیدو گفت؛بچه این رویاست!گفتم اقا شما از باهم بودن چه میدانید!؟گفت؛