بـــΔــــیرا
از درسِ علوم جمله بگریزی بِهْ، و اندر سرِ زلفِ دلبر آویزی به، ز آن پیش که روزگار خونت ریزد، تو خونِ قنینه در قدح ریزی به. ~خیام~
بـــΔــــیرا
مایلی جان مامان اون لباس بود تو بیلبورد هیتس پوشیده بودی؟؟؟خجالت نکشیدی؟؟کت باباتو برداشتی پوشیدی؟
بـــΔــــیرا
We belong to the night, we belong to the music
بـــΔــــیرا
now the years are rolling by me, they are -[rockin evenly]- i am older than i once was and younger than i'll be that's not unusual. no it isnt strange after changes upon changes we are more or less the same
بـــΔــــیرا
با اینکه روز اوله حالم بده!!خدا رحم کنه ×!