بـــΔــــیرا
از درسِ علوم جمله بگریزی بِهْ، و اندر سرِ زلفِ دلبر آویزی به، ز آن پیش که روزگار خونت ریزد، تو خونِ قنینه در قدح ریزی به. ~خیام~
بـــΔــــیرا
نمیتونم بهت بگم و این داره خوردم میکنه..میفهمی؟دارم له میشم
بـــΔــــیرا
مثلا فردا اول مهره ها...هیچی که هیچی...خونه ما هیچ خبری نیس
بـــΔــــیرا
ما به بیداری شبانه...ما به خواب روز ها دل بستیم!
بـــΔــــیرا
توسط پیامک
تمام شبو بیدار بودم،فکر کردم و فکر کردم،آخرش..به یه معده درد ختم شد.
بـــΔــــیرا
توسط پیامک
اومده تو زمین 400متری،خونه40متری ساخته!من دیگه حرفی ندارم.
بـــΔــــیرا
تو عروسی چه آهنگایی گوش میدن آیا؟
بـــΔــــیرا
آقا من نیاز دارم یه هفته ای یاد بگیرم برقصم...
بـــΔــــیرا
توسط پیامک
الان ی پسریو تو بازار دیدم،به طرز غریبی خوشگل بود.حیف فقط ی نگاه حلاله و الا میرفتم جلوش وایمیستادم،چشمم ازش بر نمیداشتم.
بـــΔــــیرا
چشمات مثّ مثلث...دستات مثّ گندم زار ....
بـــΔــــیرا
نگاه کن! تمام هستی ام خراب میشود! شراره ای مرا به کام می کشد؛ مرا به اوج میبرد؛ مرا به دام میکشد