چند وقت پیش حس کمبود محبت داشتم رفتم یه کم بتادین روی دستم ریختم و اومدم جلو مامانم سرفه کردم گفتم وای دارم خون بالا میارم … مامانم زد تو سرم گفت از بسکه میری تو اون اینترنت بی صاحاب ؛ برو توالت فرشامو کثیف کردی … بابام کلا محلم نذاشت … داداش کوچیکم هم داشت از خوشحالی بالا پایین میپرید و میگفت آخ جون اگه داداشی بمیره اتاقش مال من میشه ! خدا این حس رو نصیب دمپایی ابری توی دستشویی نکنه
اولا من وابسته ی کسی نمیشم ثانیا من شکست عشقی نخوردم تو از هیچی خبر نداری پس نظر نده ضمنا من در مدح و ثنای کسی مینویسم که لیاقتشو داره تو یا هر کس دیگه اجازه نداره در مورد من و احساسم به اون شخص حرف بیخود بزنه هیچکس نمیتونه جای اونو بگیره ضمنا تو هم بجای اینکه به فکر شکست دادن کسی باشی بری معرفت یاد بگیری و بدونی هرگز به پای معرفت اون نخواهی رسید اصلا از حرفت خوشم نیومد
واقعا
13 سال و 9 ماه و 8 روز و 22 ساعت و 36 دقيقه قبلاره واقعا
13 سال و 9 ماه و 8 روز و 2 ساعت و 16 دقيقه قبل توسط موبایل