fatima
هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
fatima
من موندم اگه زندان نبود،از دست این همه آزادی باید به کجا پناه می*بردیم؟!
fatima
خاطرات را باید سطل سطل از زندگی بیرون كشید... خاطرات نه سر دارند،نه ته!!! بی هوا می آیند تا خفه ات كنند... میرسند گاهی وسط یك فكر،گاهی وسط یك خیابون... و گاهی حتی وسط یك صحبت سردت میكنند؛رگ خوابت را بلدند! زمینت میزنند... خاطرات تمام نمیشوند،تمامت میكنند...!!
fatima
در چشم هایم غرق شو.... و هزار و یک بار به حرمت دقایق عشق پاکی که برایت سپری کرده ام لبخند بزن به چشم هایم نگاه کن.....آثار این چند سال عاشقیم...آنجاست!!!
fatima
با شمایم نشنیدید ؟ جوابم بدهید تشنگی کشت مرا جرعه ی آبم بدهید تشنه ام وای اگر آب به دستم نرسد دست کم آب ندادید سرابم بدهید سال ها هست که این شهر به خود مست ندید عقل ارزانی تان باد شرابم بدهید درد عشق است که جز مرگ ندارد مرحم چوبه ی دار مهیاست طنابم بدهید خواب تا مرگ،کسی گفت فقط یک نفس است قسمتم مرگ نشد فرصت خوابم بدهید گفته بودید که هر جرم عذابی دارد عاشقی جرم بزرگی ست عذابم بدهید
fatima
چیزی به فرو رفتنم نمانده ، چیزی به تمام شدنم نمانده ، در سایه سنگینی که بر روی زندگی ام افتاده ، وزش نابودی را می بینم
fatima
امشب بازهم پستچی پیر محله ی ما نیومد یا باید خانه مان را عوض کنم یا پستچی را تو که هر روز برایم نامه می نویسی .... مگه نه ؟!!
fatima
حمـاقـت کـه شاخ و دم نــدارد! حمـاقـت یـعنـﮯ مـن کـه اینقــدر میــروم تـا تـو دلتنـگ ِ مـن شـوﮮ! خـبری از دل تنـگـﮯ ِ تـو نمـی شود! برمیگردم چـون دلـتنـگـت مــی شــوم!!!
fatima
گـل یا پــوچ؟ دستتــــــ را باز نکن، حســم را تباه مکــن بگذار فقط تصــــــور کنم .. که در دستانتــــ برایـــم کمی عشق پنهـــان است ..
fatima
دلِ سبــــــزم را گــــــ ــــ ـره زد .. و رفتـــــــ ــــ ــ تا بـــــــه آرزوهـــایش برســــد ..
fatima
در بدرقــــــه چشمان تو نميتوان غربت را فراموش كرد و كوچــــــه سرارسر ميشود از وداعي عاشقانــــه...
fatima
انگـــار آخرین سهــــــ ــــ ــم ما از هم همین سکوتـــــــــ ـــــــ ــــ اجباری سـتــــــ ـــ ـ ..
fatima
میدانی تنهایی کجایش درد دارد !!؟ انکارش ...
fatima
هوایت که به سرم می زند دیگر در هیچ هوایی، نمی توانم نفس بکشم! عجب نفس گیر است هوایِ بی توئی!
fatima
خاطراتــــــ ـــ ـ کودکیـم را ورق می زنــــ ـــ ـم و یک به یک ، عکسها را با نگاهــــ ــ ـم می نوشم عکسهـای دوران کودکیــــــ ــــ ـم طعـــــم خوبـی دارنــد ....
سلام مر30 من دارم میرم مشه تا آخر شب برمیگردم ساعت 1فعلا
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 38 دقيقه قبلمشهد
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 34 دقيقه قبلبسلامتي.
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 16 ساعت و 16 دقيقه قبلسلام
14 سال و 5 روز و 20 ساعت و 26 دقيقه قبلسلام
14 سال و 5 روز و 20 ساعت و 25 دقيقه قبل